سارا، مکانیک جوان خودروهای مسابقهای، برای رسیدن به فرصت رانندگی در مسابقات، با یک راننده مشهور و جنجالی وارد توافقی میشود که بر اساس آن وانمود میکنند نامزد یکدیگر هستند. اما این نقشه بهتدریج پیچیدهتر میشود و رابطهای فراتر از یک توافق شکل میگیرد.
جزئیات و تماشا ←

داستان یک پسر بچه که به خانه زمان بدکاره می رود و دست بر قضا مادرش هم سوگلی آنجاست غصه فیلم جذاب است ولی مقداری دور از ذهن است اینکه همه دوست دارند با یک بچه رابطه داشته باشند در مجموع جذاب بود
سلام، اتفاقا برای من هم داستان فیلم عجیب بود و خیلی متوجه نشدم، فقط احساس میکردم یک فیلم معمولی و بدون ساختار نیست و اتفاقاتی که میافتد سنگینتر از یک فیلم پوچ است؛ البته نمیگویم که خیلی فهمیدم، چون هم کاملا بعد از دیدن فیلم گیج شده بودم! ولی از هوش مصنوعی (در این شرایط گپجیپیتی در دسترس است!) پرسیدم و به نظر جالب میآمد! ظاهرا پسرک در فیلم نماد معصومیت نسل جدید است و این خانه، نماد جامعهی فاسد برزیل در آن دوران است و اینکه همه میخواهند با پسرک رابطه داشته باشند، نماد این است که افراد جامعه که خودشان فاسد شدند و معصومیتشان از بین رفته، میخواهند آن معصومیت را تصاحب کنند، لمس کنند یا نابود کنند! ظاهرا از اینکه پسرک هم این همه کنجکاو است و همه جا سرک میکشد نشان میدهد که چگونه یک نسل پاک، آرام آرام با تماشای فساد محیط اطرافش، کنجکاو میشود، به آن عادت میکند و در نهایت در آن حل میشود! البته شاید همه چیز اینطور که گفتم نبوده باشد، ولی خلاصه فیلم پیام پنهان دارد و با توجه به شرایط برزیل در آن زمان ساخته شده!