لیست جوایز
0 از (0 رای)

خلاصه داستان

نیویورک. کارگردان تئاتر، «کیدن کو تارد» (هافمن)، هم در کارش به بن بست رسیده و هم در زندگی خصوصی خود. تا این که همسرش، نقاشی به نام «آدل» (کینر) او را ترک می کند و با دخترشان به اروپا می رود. پس از چندی «کیدن» کوششی را آغاز می کند تا نمایش «عمری» خود را به اجرا دربیاورد...
Theater director Caden Cotard is mounting a new play. Fresh off of a successful production of Death of a Salesman, he has traded in the suburban blue-hairs and regional theater of Schenectady for the cultured audiences and bright footlights of Broadway. Armed with a MacArthur grant and determined to create a piece of brutal realism and honesty, something into which he can put his whole self, he gathers an ensemble cast into a warehouse in Manhattan's theater district. He directs them in a celebration of the mundane, instructing each to live out their constructed lives in a small mock-up of the city outside. As the city inside the warehouse grows, Caden's own life veers wildly off the tracks. The shadow of his ex-wife Adele, a celebrated painter who left him years ago for Germany's art scene, sneers at him from every corner. Somewhere in Berlin, his daughter Olive is growing up under the questionable guidance of Adele's friend, Maria. He's helplessly driving his marriage to actress ...

دانلود فیلم Synecdoche New York 2008 Caden Cotard , مدیر تئاتر , در حال سوار شدن به یک نمایش جدید است . او که از تولید موفقیت‌آمیز مرگ یک فروشنده لذت می‌برد , در حومه شهر hairs و تئاتر منطقه‌ای اسکنکتدی برای مخاطبان با فرهنگی و footlights روشن برادوی هم‌کاری کرده‌است . او مجهز به یک کمک مالی ( MacArthur ) و مصمم است که قطعه‌ای از رئالیسم و صداقت وحشیانه ایجاد کند , چیزی که او بتواند کل خود را در آن قرار دهد , جمعی را جمع‌آوری می‌کند که در یک انبار در بخش تئاتر Manhattan’s جمع می‌شوند . او آن‌ها را در جشنی از دنیای مادی هدایت می‌کند و به هر کدام از آن‌ها دستور می‌دهد تا در یک ماکت کوچک از شهر بیرون زندگی کنند . همان طور که شهر داخل انبار رشد می‌کند , زندگی Caden’s به شدت از ریل خارج می‌شود . سایه همسر سابقش , آ دل , یک نقاش مشهور که سال‌ها پیش او را برای Germany’s صحنه هنر ترک کرده بود , از هر گوشه به او نیشخند می‌زند . جایی در برلین , دختر او زیتون