در سال 2006، مجری تلویزیون کریس هانسن به قصد دستگیری یک قاتل برنامه اجرا میکند و تاریخ را رقم میزند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
در سال 2006، مجری تلویزیون کریس هانسن به قصد دستگیری یک قاتل برنامه اجرا میکند و تاریخ را رقم میزند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک عملیات برای رساندن تجهیزات و آذوقه به اسپانیای آخرالزمانی که با یک عضو نفوذی در تیم، با مشکلات بزرگتری مواجه میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم حول محور مردی به نام لطیف میچرخد؛ یک آدمکش حرفهای که باورهای مذهبی عمیقی دارد و همزمان تلاش میکند میان شغل خطرناک خود، ایمان شخصی و مسئولیتهایش بهعنوان یک پدر تعادل برقرار کند. پس از مرگ همسرش، او سفری پرخطر را در شهر…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان دختری هفده ساله که توسط فلسفه عشق گیج شده است و در لحظه عصبانیت، کارهای غیرموجهای انجام میدهد که عواقب آن را میبیند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سارا، مکانیک جوان خودروهای مسابقهای، برای رسیدن به فرصت رانندگی در مسابقات، با یک راننده مشهور و جنجالی وارد توافقی میشود که بر اساس آن وانمود میکنند نامزد یکدیگر هستند. اما این نقشه بهتدریج پیچیدهتر میشود و رابطهای فراتر از یک توافق شکل میگیرد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در انگلستان قرن چهاردهم و پس از سالها بحران ناشی از طاعون و فشارهای اجتماعی، یک کشاورز ساده بهطور ناخواسته وارد شورشی بزرگ علیه ریچارد دوم، پادشاه جوان انگلستان میشود. او بهتدریج در کنار شورشیان قرار میگیرد و به یکی از چهرههای اصلی این قیام…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستانی که در پس زمینه معادن زغال سنگ سینگارنی در نزدیکی گداوریخانی در تلانگانا اتفاق میافتد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان ساموئل مورفی، سرباز سابقی است که برای آزادی از اردوگاه کار اجباری و بازگشت نزد دخترش، مامور انتقال محمولهای از طلا میشود، او باید این ماموریت را در مسیری ۱۶۰ کیلومتری و صعبالعبور، از دل طبیعتی سخت و خطرناک به مقصد برساند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دهه ۱۹۳۰، زمانی که کشتی برای زنان در اکثر ایالتهای آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد بورک، مادر مجردی از یک شهر کوچک، تصمیم میگیرد تا با ورود به دنیای کشتی، سرنوشت خود را تغییر دهد. او با پشتکار فراوان و علیرغم مخالفتها و تبعیضهای موجود،…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
فرقی نداره دیدنش ….
چِرت واقعی…ضعیف،تکراری.
به طرز عجیبی قشنگ بود، در عین ساده بودن. رئالیسم خالص. برای من اتفاقات پایانی وحشتناکترین سناریویی بود که میتونست اتفاق بیافته.
خیلی قشنگ و همزمان تلخ بود. دختر یهودیه رو یکم دوست نداشتم، رو مخم بود، ولی گناهی هم نداشت. احساس میکنم خیلی از ما ایرانیا خیلی با شرایطی که توش بودن همزاتپنداری کنیم. مشخص بود جیمی سختگیریهای بیدلیل و افراطیشونو درک نمیکنه و واسش خیلی جدید و غریب بود اما بخاطر عشقی که به دختره داشت راه میومد و تظاهر میکرد و اذیت میشد. حس میکنم اگه ما جاش بودیم همون روز اول طرف رو دامپ میکردیم چون به اندازه کافی از عقاید افراطی کشیدیم که نتونیم یه لحظه هم اینهمه تعصب رو تحمل کنیم. در کل فیلم قشنگی بود. منو یاد فیلم bonnie and bonnie انداخت. فیلمش زیرنویس نداشت وقتی دیدمش و انقدر باهاش همذاتپنداری کردم که خودم نشستم واسش زیرنویس زدم و به دوستام دادمش.
چقدر عشق بینشون واقعی و قشنگ بود