پس از سقوط هواپیما در مناطق دورافتاده آلاسکا، جیمز بلمونت، افسر سابق نیروهای ویژه، همراه سگ نظامیاش اودین در دل طبیعت خشن گرفتار میشود. آنها برای بازگشت به تمدن باید با سرمای شدید، گرسنگی و خطرات ناشناخته طبیعت دستوپنجه نرم کنند؛ در حالی که پیوند…
جزئیات و تماشا ←

اینا هر کدوم ده صفحه با هم حرف می زدن که نلی پنج صفحه اش رو برای وودلاک یادش مونده بود و می گفت، بعد کل فیلم چهار خط دیالوگ نداشت؟ اون همه منتقدین از سردر توکا گفتن و نوشتن بعد سر در نداشت؟ اونوقت چهره هیث کلیف چرا اصلا ترسناک نبود؟ ته چشماش چرا خباثت نداشت؟ بعد هیث کلیف باید قدش بلند می بود چرا کوتاه بود؟ بعد نلی باید تپل می بود چرا نبود؟ ولی فضای روستا رو خیلی خوب درآورده بود. البته درباره بلندی های بادگیر دقتش پایین بود. صندلی،کتاب خونه، ظروف نقره ای روی دیوار و خیلی دیگه از جزئیات نبود یا اگه بود انقددددر تاریک بود که معلوم نبود. بعد مدل فیلم برداری انگار تو مهمونی دوربین افتاده باشه دست بچه سه ساله. لطفا اگه کسی می دونه چرا مدل فیلم برداری این بوده از دیدگاه سینماگران به منم بگه. یعنی باید کتابو بخوونی، بعد بلافاصله این فیلمو ببینی تا خودت گفتگو ها رو تصور کنی.
مزخرف، کسل کننده حال بهم زن یعنی مزخرف تر ازین نمیتونستن بسازن🤢🤮
افتضاح کامل ،داستانش خوبه
خود کتاب واقعا ی شاهکاره ، اما اقتباسهای موفقی ازش ساخته نشده پیشنهاد میکنم کتاب بلندیهای بادگیر رو بخونین تا اینکه فیلمشو ببینین. تصویری ک امیلی برونته با قدرت قلمش تو ذهن خواننده ایجاد میکنه ب حدی قویه ک حس میکنی داری تو اون قصه زندگی میکنی و میبینیشون
خوب بود