داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←

این فیلم خیلی خوب بود به جز آخرش. اگه آخرش رو به یک رمانتیک قابل حدس تبدیل نمیکردند واقعا ساختارشکن میموند. حیف.
کمی برام خسته کننده بود، خیلی برای من جالب نبود
از معدود فیلمهای عاشقانه که کاملا پوچ نبود
مردها واقعا دیر متوجه میشن و جونت رو بالا میارن تا بفهمن.
دیر متوجه نمیشن بلکه آروم مسیر رو پیش میبرن . چون خصلت زن و مرد در رابطه و دوامش مثل هم نیست.مرد مجبوره ریتم رو کنترل و منظم کنه تا مسیر از دست نره.اگر به زنها بصورت آنی و یا بیش از حد توجه کنی و حجم زیادی محبت ارسال کنی ، زن سریعتر زده میشه و حس زندگی و ادامه مسیر براش بی معنی میشه،ولی وقتی ریتم رو کنترل کنی روال زندگی مثبت و نرمال پیش میره. این در رابطه با مرد متفاوته،مرد میتونه ده ها سال زندگی کنه با زن بدون اینکه ذره ای مشکل داشته باشه ولی زن در مسیر زندگی دائم چالش میخواد . برای همینه که هیچوقت مرد تو خونه دنبال جنگ و دعوا نیست ولی زن از هر وسیله ای برایبهانه و به جنجال کشیدن آرامش رو میاره. مردها از محیط خونه فقط آرامش و سکوت و نظم میخوان که این برای زن قابل تحمل نیست
روحت شاد ای فیلمساز بزرگ و افسانه ای