یک توریست شب را در یک ویلای اسپانیایی بی پروا که به ظاهر در چنگال فوق طبیعی یک باتلر عجیب و غریب برگزار می شود ، می گذراند ، که شبیه تصویری از شیطان است که در یک نقاشی قدیمی دیده بود.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
یک توریست شب را در یک ویلای اسپانیایی بی پروا که به ظاهر در چنگال فوق طبیعی یک باتلر عجیب و غریب برگزار می شود ، می گذراند ، که شبیه تصویری از شیطان است که در یک نقاشی قدیمی دیده بود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک مرد جوان عجیب و غریب تأثیر شومی بر خانواده یک نویسنده میانسال میگذارد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زنی مرموز دو گاوچران را قانع می کند تا در نقشه او برای گرفتن انتقام همراهی اش کنند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سایه های زوزه کشان به این سوی تپه ها سرازیر شده اند، اتفاقی که پیش تر نیز رخ داده است، اما این بار، بار آخر خواهد بود. آخرین بازماندگان حضور آن ها را حس می کنند. آنان با گذر سایه ها و ناپدید شدن آن…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در زمانهای خیلی دور کسایی زندگی میکردن به نام «اشراف»، که نژادی باستانی از موجوداتی ماوراءالطبیعه و جاویدان بودن. اونارو به عنوان حکمرانان و خدایان مورد احترام قرار میدادن. در میان این اشراف یکی بود که بهش میگفتن «نجبا» (به معنی نجیب زاده)، اون یک…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
گربهای باید دربارهٔ قتلهای بیرحمانهٔ گربههای دیگر در محلهای که به همراه صاحبش به آنجا نقل مکان کرده است، تحقیق کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان درباره جوانی به نام «ته-هوا» است که پیوند ریه دریافت میکند. متوجه میشود ریه پیوندی متعلق به پدرش بوده.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
مردی ثروتمند با همسر، فرزندان و بهترین دوستانش به مشکل برخورد می کند. در این میان معشوقه او که به قتل رسیده نیز پیدا می شود و...
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
به نظرتون جس خیلی شبیه ماها نیست؟ 🙂 ما بارها و بارها رابطه ای رو بازسازی میکنیم که توی کودکی بیشترین آسیبو بهمون زده ، هربار بیشتر دست و پا میزنیم تا این بار نتیجه رو تغییر بدیم ، دست به هرکاری میزنیم تا اون نسخه ای از خودمون و دیگران رو که نتونستیم هیچوقت همون طور که هست بپذیریم رو از جهان محو کنیم ، این فیلم برام با ارزش بود چون به خوبی نشون داد جس چطور به خاطر شرمِ" مادرِ بد "بودن و حذف اون نسخه ای که حس گناه و عذاب وجدانش رو میاره روی سطح چطور حاضر شد هر بار اون چرخه رو تکرار کنه و بقیه و حتی خودش و پسرش رو به نابودی و مرگ بکشونه و با وجود اینکه کاملا میدونست هر بار چه نتیجه ای حاصل شده !
تمام صحنه ها و سکانس های فیلم قطعات پازلی هستن که بیننده تلاش میکنه این پازل رو کامل کنه اما در نهایت نه تنها کامل نمیشه بلکه بیننده رو سردرگم میذاره این تحلیل من بود از این فیلم حالا شما می مونید و اینکه چه نتیجه ای بگیرید و اون بشه آخرین تیکه پازل براتون 🤦
عزیزان اگر سطحی ببینیت خوشتون نمیاد ولی حواستون فقط ب فیلم باشه چقد عمیقه امتیاز من۵
یک تکرار نامتناهی صحنه ها بدون هیچ مفهوم قابل درکی.. شاید یک شوخی باشه که دوسال وقت صرف نوشتن فیلمنامه شده در یک لوپ یکساعت و نیمه خودتون رو اسیر نکنید امتیاز من ۳
انگار فیلم داره میپرسه : اگر حاضر نباشی بخشی از خودت رو بپذیری، تا کجا ممکنه برای ساختن یک نسخهی «درستتر» از خودت پیش بری؟ یک ضلع: " منِ واقعی" یک ضلع: "منِ ایدهآل، مادری که باید میبودم" و یک ضلع: "منِ طردشده، مادری که نمیتونم تحمل کنم باشم" و Jess مدام سعی میکنه ضلع سوم رو حذف کنه و چون اون قسمت از خودش را نمیپذیره، مجبور میشه دوباره و دوباره باهاش روبهرو بشه. جس نمیتونه با گذشته آشتی کنه، چون گذشته براش فقط چیزی نیست که اتفاق افتاده. گذشته تبدیل شده به چیزی که باید اصلاح بشه. پس هر بار به عقب برمیگرده. اگر بتونم این بار درست انجامش بدم… اگر این یکی رو بکشم… اگر این یکی رو نجات بدم… اگر این نسخه رو حذف کنم… اگر فقط یک بار دیگه فرصت داشته باشم… و این «فقط یک بار دیگه» تبدیل میشه به ابدیت. برای همین پایان فیلم اینقدر سنگینه. چرخه فقط Jess رو مجازات نمیکنه،. انگار نشون میده وقتی پذیرش جای خودشو به کنترل مطلق میده، تلاش برای رهایی خودش میتونه به زندان تبدیل بشه اگر بتونه نسخهی دیگری از خودشو بکشه، اگر بتونه اون Jess شکست خورده، عصبانی شده، آسیب زده و نتونسته مادر خوبی باشه رو نابود کنه، شاید بتونه بالاخره خودشو از شرم اون نسخه خلاص کنه.
من که تا اخرشو دیدم ولی موضوعش تکراری بود