آرتور و دو فرزندش کتی و بابی مالک یک خانه شیشه ای می شوند که برای آنها به ارث گذاشته شده است. این خانه دو ویژگی دارد: گروهی ارواح خبیثه در آنجا محبوس شده اند و هر کسی را که در سر راهشان باشد نابود می کنند و توسط عینکهای خاصی قابل رویت هستند. همچنین این خانه دارای گنجی پنهان است که تنها به کمک آن ارواح می توان به آن دست یافت. زمانیکه این خانواده بهمراه پرستار بابی و یک وکیل وارد خانه می شوند و کار انتقال مدارک به پایان می رسد درهای خانه به روی آنها قفل شده و ارواح درون خانه آزاد می شوند. مسئول این کار فردی به اسم دنیس است که یک شکارچی ارواح بوده و با کمک همکارش کالینا می کوشد تا گنج موجود در خانه را بدست آورد...
یادش بخیر اولین بار تو بچگی اینو به صورت سی دی دیدم. چقدر اون موقع گیرا و باورپذیر بود الان شبیه عروسک بازیه ولی بازم داستان فیلم خلاقانه است.
لرای سرگرمی بدی نیست
خیلی. قشنگه پیشنهاد میکنم ببینید.