داستان بازیگر با استعداد هالیوودی که پس از یک وقفه در کارنامهاش، سعی دارد برای صحنه بعدی زندگیاش آماده شود.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان بازیگر با استعداد هالیوودی که پس از یک وقفه در کارنامهاش، سعی دارد برای صحنه بعدی زندگیاش آماده شود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم پس از پایان جنگ تروا آغاز میشود؛ زمانی که اودیسئوس راهی سفری طولانی و خطرناک برای بازگشت به زادگاهش، ایتاکا، میشود. در طول این مسیر او با موجودات افسانهای، خدایان و چالشهای گوناگونی روبهرو میشود که هر کدام ادامه سفر را دشوارتر میکنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان چهار غریبه که زندگیشان به نحوی با یکدیگر تداخل پیدا میکند و آنها را با حقایق روابط و تعهداتشان مواجه میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک مادر، دخترش و پسر نوجوانی که برای یک مرگ مقصر هستند و به تنریفه میروند تا تعطیلات خانوادگیای را بگذرانند که هرگز اتفاق نیفتاده.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از سقوط هواپیما، بازنشسته نیروی ویژه، جیمز بلمان و سگ جنگیاش اودین، خود را تنها در طبیعت آلاسکا میبینند و باید برای نجات و بقای خود با تهدیدات مبارزه کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دو خواهر به نامهای الینور و ماریان داشوود پس از مرگ پدرشان در وضعیت مالی نامشخصی قرار میگیرند و باید با عشق، دلشکستگی و انتظارات سختگیرانهی جامعه انگلستان در قرن هجدهم دست و پنجه نرم کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم حول محور مردی به نام لطیف میچرخد؛ یک آدمکش حرفهای که باورهای مذهبی عمیقی دارد و همزمان تلاش میکند میان شغل خطرناک خود، ایمان شخصی و مسئولیتهایش بهعنوان یک پدر تعادل برقرار کند. پس از مرگ همسرش، او سفری پرخطر را در شهر…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در سال 2006، مجری تلویزیون کریس هانسن به قصد دستگیری یک قاتل برنامه اجرا میکند و تاریخ را رقم میزند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
کُنِر اوپنِل، قماربازی بیگدار به آب، به دلیل بدهی سنگین مجبور میشود تیم نوجوانان یک محلهٔ سخت در شیکاگو را برای ده هفته هدایت کند تا بتواند قرضش را پس بدهد. او ابتدا فقط به پول فکر میکند اما کمکم با بچهها و معلم آنها…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
کسایی که راجب خیانت حرف میزنن، همجنسگرایی اون دوران جرمش از انجام قتل بیشتر بود، زن ها حتی اجازه تصمیم گیری برای زندگی آیندشونو نداشتن و خانوادشون به هرکی که میخواستن شوهر میدادن چه برسه زنِ همجنسگرا، حتی ابیگل اشاره کرد که دخترا تا میخوان بفهمن زندگی چیه بزور شوهرشون میدن که راجب خود ابیگل هم صدق میکرد مخصوصا که با یکی از خودش خیلی بزرگتر ازدواج کرد و اصلا بحث مرد خوب بودن یا نبودنش نیست تا وقتی خود زن به اجبار ازدواج میکنه و راضی نیست، شوهر تلی هم که کلا آدم مزخرفی بود. بجای جاج کردن این افراد بهتره به جامعه اون دوران فکر کنید که اگه همجنسگرایی جرم نبود نه خودشون لطمه میخوردن نه کسایی که به اجبار باهاشون ازدواج میکردن.
یکی از عاشقانه ترین فیلم هاس ،توی این سبک واقعا دردناک و حقیقی بود
قشنگ تصویر کشید ولی اموزنده نبود اگه از اول پیش هم بودن و با هم ازدواج میکردن یه چیزی ولی با وجود زندگی و همسر خوبی که داشتن رسما یه خیانت محسوب میشه
انگار خدا کیسی افلک رو آفریده کاراکترهای این مدلی رو بازی کنه: بی خاصیت، منفعل،در حاشیه، با چهره ای غمگین! ناامید.نادیده گرفته شده. من عاشق شیمی بین این دوتا خانوم شدم، چقد لطیف و قشنگ ارتباط گرفته بودن، چقد فضای سبز و محیط روستاییشو دوست داشتم، در آخر هم بنظرم اون غمی که باید رو نشون ندادن.که جیگرت بسوزه!البته مجبور بود کنار بیاد باهاش….. خلاصه که شد یکی از فیلمهای مورد علاقه من❤️
در یک کلمه میشه گفت فوقالعاده بود. احساسات و شور و اشتباق و درد و غم و تک تک احساسات ادمی رو انقد قشنگ به تصویر کشید این فیلم که واقعا لذت بردم البته لذتی همراه با غمِ شدید… عمیقا غمگین شدم با این فیلم 💔