«کاتری» پس از مرگ مادرش دوباره با سرپرست سابقش، آمزیا کینگ، که یک زنبوردار و موسیقیدان در روستایی در اوکلاهاما است، ارتباط برقرار میکند. آمزیا تلاش میکند رابطهای دوباره با او بسازد و کاتری را وارد کسبوکار خانوادگی تولید عسل کند؛ اما رقبا و افراد…
جزئیات و تماشا ←

انسان ها رو نباید با آنچه امروز انجام میدن بشناسیم. باید دید چه چیزی در گذشته او به صورت «زخم»، «نیاز»، «ترس»، «حسرت»، «میل» یا معنا در اون باقی مونده که به رفتار امروزش شکل میده. میل عجیب کلاری برای نجات دختران بیگناه، جدای از وظیفه شغلی اون، ریشه در گذشته او داره که نتونست گوسفندها رو از ذبح شدن نجات بده. بیل بوفالو هم با الگوی مشابهی با تاثیر از گذشته خودش تبدیل به یک قاتل زنجیره ای شده. اما آنچه برای شکل دادن به رفتار و شخصیت یک آدم، بیشتر از گذشته او مهم هست، معنایی هست که به گذشته میده یا به عبارتی، برداشتی که از گذشته داره. برای همینه که اکثر اوقات افرادی با محیط زندگی مشابه در گذشته، مسیرهای متفاوتی رو برای آینده انتخاب میکنن.
تا ابد معرکه👌😍
والا مهم نیست کی چه نظری داره. مهم اینه که هاپکینز بازیی کرده که هیچ کسی پیدا نشد بگه فوق العاده نیست. بی خیال چی رو با چی مقایسه میکنید؟ هفت و سکوت بره ها؟ هر دو رو باید دید. و کلی فیلم دیگه. فایت کلاب ببینید. دوستان فیلم ببینید. با مقایسه لذت فیلم دیدن رو به خودتون حروم نکنید. فقط هاپکینز و فاستر رو نگاه کنید؟ عین یک رقص عجیب دارند جلو هم بازی میکنند
بازیگری فوقالعاده تدوین فوقالعاده فیلمبرداری فوقالعاده فیلمنامه عالی کارگردانی محشر تو خیلی از سکانس ها حس استرس و تعلیق به شدت بالا مخصوصا سکانسی که دختره رفت خونه قاتل ولی به نظرم صرفا یه ایراد تو فیلم به نظرم رسید اونم اینکه هانیبال هیلی سعی داشت با روش های روانشناسانه گذشته دختر رو بفهمه ولی تهش که چی؟ برای شخصيت پردازی دختره خوی بود ولی اصلا به درد هانیبال نخورد به غیر این مورد به نظرم عالی بود
دیدنش برای دومین بار هم لذت بخش بود