داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←

واقعا عالی بود و واقعا شگفت زدهتون میکنه
خفن، شاهکار، معرکه
عجببببب فیلمی بود
در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا/ سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت… این بیت حافظ عموماً به معشوق آسمانی یا زمینی نسبت داده شده، اما اگر به جای معشوق، نماد وسواس فکری و درگیری ذهنی رو در نظر بگیریم، معنای شگفت انگیزی پیدا میکنه. ارتباط این مسئله با این فیلم از نظر رقابت وسواس گونه و کمال گرایی هست که دو شعبده باز، تمام داشته ها و عزیزان و حتی زندگی خودشون رو قربانی اون میکنن. دو شعبده باز، خصوصاً بوردن، با دیدن حقه های شعبده باز چینی، یاد میگیرن که برای حرفه ای شدن باید چیزهایی در زندگی خودشون فدا کنن و شاید از اینجا بود که «اخلاق» هم قربانی شد. در اینجا یک تلنگر هولناک به همه انسانها میزنه که در راه حرفه ای شدن، چه چیزهایی رو باید قربانی کنن و آیا این حرفه ای شدن، ارزش بهایی که برای اون میپردازیم رو خواهد داشت؟
شاااااااااااااااااااااااااهکااااااارررررررر