داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←

چیزی که فیلم رو برای من جذاب کرد این بود که احساس "گیر افتادن" و "سکون" تو زندگی شخص اصلی رو خیلی دقیق نشون داد، من نمی دونم مرد ها این احساس رو چطور تجربه میکنن ولی به عنوان یه زن باهاش از این لحاظ خیلی همذات پنداری کردم، هرچقدر هم بیشتر دست و پا می زد انگار بیشتر تو اون زندگی که ازش فرار کرده بود غرق میشد.
اینجوریه که یک زن میتونه دهن چند مرد رو صاف کنه و آخرش فقط خودش قسر در بره
وقت تلف کردنه
معمولی بود