هانسل و گرتل، دو مأمور مخفی، مهم ترین مأموریت زندگی شان را آغاز می کنند. آن ها باید پیش از آنکه دیر شود، با همکاری یکدیگر شاهزاده ای را از خواب جادویی نجات دهند. اما وقتی با شاهزاده ای جادوگر روبه رو می شوند که…
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
هانسل و گرتل، دو مأمور مخفی، مهم ترین مأموریت زندگی شان را آغاز می کنند. آن ها باید پیش از آنکه دیر شود، با همکاری یکدیگر شاهزاده ای را از خواب جادویی نجات دهند. اما وقتی با شاهزاده ای جادوگر روبه رو می شوند که…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
فردیناند گاوی آرام و مهربان است که برخلاف گاوهای دیگر، علاقهای به مبارزه ندارد و ترجیح میدهد زیر درخت بنشیند و عطر گلها را استشمام کند. اما یک اتفاق غیرمنتظره باعث میشود دیگران درباره شخصیت او دچار اشتباه شوند و ماجرایی متفاوت برایش رقم بخورد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک تصمیم میگیرد شب زود بخوابد تا برای روز بعد استراحت کافی داشته باشد؛ اما صدای آزاردهنده ساعت زنگدار و تختخواب تاشوی دردسرساز، خوابیدن را به ماجرایی خندهدار و پر از دردسر تبدیل میکنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
گالیور، دریانوردی که پس از غرقشدن کشتیاش به ساحل سرزمین لیلیپوت میرسد، با مردمانی بسیار کوچک روبهرو میشود. درحالیکه دو پادشاهی همسایه در آستانه جنگ قرار دارند، حضور غیرمنتظره او میتواند سرنوشت این سرزمین را تحتتأثیر قرار دهد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک برای انجام یک بازی گلف آرام به زمین گلف میرود و سه خواهرزادهاش، هویی، دویی و لویی، همراه او هستند تا بهعنوان دستیار کمکش کنند. اما شیطنتها، شوخیها و حقههای آنها تمرکز دونالد را به هم میزند و بازی او را به ماجرایی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک دستگاهی خودکار برای شستن سگها میسازد و میخواهد از پلوتو بهعنوان اولین مشتریاش استفاده کند. اما پلوتو علاقهای به حمامکردن ندارد و تلاشهای دونالد برای راضیکردن او، به دردسرهایی خندهدار منجر میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک با شنیدن یک برنامه آشپزی رادیویی تصمیم میگیرد وافل درست کند. اما هنگام آمادهکردن مواد اولیه، اشتباهی خمیر را با چسب مایع مخصوص کاردستی مخلوط میکند و همین اشتباه، آشپزی ساده او را به ماجرایی پر از دردسر و لحظات خندهدار تبدیل میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک که به زنبورداری مشغول است، متوجه میشود خرسی به نام هامفری مرتباً به کندوهایش دستبرد میزند و عسلهایش را میدزدد. او از محیطبان جنگل کمک میخواهد تا جلوی این دزدیها را بگیرد؛ اما تلاشهای آنها به دردسرها و موقعیتهای خندهداری منجر میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دونالد داک و سگ دوستداشتنیاش پلوتو برای تفریح و پیکنیک به ساحل میروند. اما وقتی مورچهها به غذای دونالد حمله میکنند، تلاش او برای نجات خوراکیها به مجموعهای از اتفاقات بامزه و دردسرهای خندهدار تبدیل میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
شب هالووین در مزرعه ماسی باتم، کشاورز دست و پا چلفتی تمام کدو تنبلها را خراب میکند و شاونِ ناقلا تصمیم میگیر با یک آزمایش علمی آنها را درست کند، اما...
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
من درست متوجه داستان نشدم، ولی در کل دوسش داشتم با اینکه مفهومی بود
باورم نمیشه اثری به این بیمحتوایی مال میازاکی باشه ، گرافیکش مثل آثار قدیمیه و خیلی دوست داشتنیه ولی داستان بنظرم اصلا چیزی برای ارائه نداره و صرفاً پیچیده شده وگرنه داستان خاصی نداشت . پیشنهاد میکنم نبینید اگه دنبال داستان هستید
آثار میازاکی بیشتر شبیه به رویاست، باید از فضا و حس محتوا لذت برد نه از داستان صرفا،این اثر هم مثل آثار قبلی ایشون بینظیر و منحصر به فرد بود، نوع داستان سرایی ، شخصیت ها و اتفاقاتی که در کارهای میازاکی میافته شبیه به هيچ اثر دیگهای نیست،به هرحال تمام آثار میازاکی ارزش دیدن رو دارن
من با شما مخالفم چون درسته که باید از فضا. حس محتوا لذت برد ولی باید داستان سرایی هم داشته باشه، برای اینکه بیننده بیشترین لذت رو ببره و عمق داستان رو درک و حس کنه ،ولی درکل منم دوسش داشتم
آثار میازاکی پر از جزییات و احساسه، این یکی هم همینطور بود، مثل بقیه احساسات آدمو قلقلک میده. زیبا و پر از مفهوم بود.
قشنگ بود دوسش داشتم، یکم گیج شدم اخرش😅
مانند مابقی آثار میاراکی عزیز این اثر هم بی نظیر و دلنشین بود