داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←

بینظیر و خاص.
فضای فیلم سرد و بی روح بود و با کاراکترهایی غم زده و پوکر فیس! دلم به حال بچه ها سوخت
همچون باقی آثار کارلوس ریگاداس، نگاهی به گوشه های تاریک و پنهان شخصیت کاراکترها و رازهایی که ما انسانهای معمولی در طول زندگی با خودمون به دوش می کشیم، تحمل می کنیم و عواقبش رو متحمل میشیم.