در یکی از روز هایی طوفانی شهر ساحلی پوینت پلیزانت در یکی از شهر های ایالت نیوجرسی دختری توسط جسی نجات داده می شود و به خانه دکتر بن کرامر برده می شود.دکتری که یکی از دخترانش به نام ایزابل را از دست داده و دختری دیگر به نام جودی و همسری به نام مگ دارد که بعد از مرگ دخترش دچار بیماری افسردگی شده است.دختر که بعدا خود را کریستینا معرفی می کند به هوش می آید و تصمیم مبنی بر ماندن در شهر می گیرد و رابطه عاطفی با منجی خود یعنی جسی پیدا میکند.از طرفی دلبستگی مادر جودی به خاطر از دست رفتن دخترش به کریستینا هم شروع ماجرای دیگریست و کم کم ما در فیلم اتفاقات عجیب را میبینم و ...
رو قسمت هفتم قشنگ نیست تا حالا که جذابیتی نداشته یه عده ادمن کنار ساحل با مایو میچرخن تا بیننده جذب کنن
توی کودکی از یکی از شبکه های عرب زبان دیده بودمش سالها دنبالش گشتم چون اسمشو خاطرم نبود … دیدن دوبارش خاطرات خیلی خوبی رو برام زنده کرد … ممنونم واقعاااا
خیلیی قشنگو عاالی بود