هانتر (شکارچی) فردی است که دور دنیا سفر میکند و هر جور ماموریت خطرناکی را انجام میدهد. از دستگیر کردن مجرم ها گرفته تا کنجکاوی و جستجوی سرزمین های ناشناخته به دنبال گنج. "گون" پسر جوانی است که پدرش چندین سال پیش، وقتی که یه هانتر بوده، ناپدید شده. "گون" باور دارد که اگر بتواند پا جای پای پدرش بگذارد، ممکن است روزی بتواند دوباره به او بپیوندد. بعد از اینکه "گون" 12 ساله میشود، خانه را ترک میکند و ماموریت شرکت در آزمون " هانتری " را امتحان میکند. آزمونی که بخاطر پیشرفت کندی که آزمون دهنده دارد و درصد بالای مرگش برای هانتر رسمی شدن حسابی معروف شده است. "گون" با "کوراپیکا" که به عشق انتقام زندست، "لوریو" که میخواهد در آینده دکتر شود و با "کیلوآ" که قبلا یک قاتل سرکش بوده دوست میشود و...
۶۰ تا قسمت دیدم و هنوز نمیدونم کی نقش اصلیه
گون شخصیت اصلی داستانه ولی تو یه ارک شخصیت اصلی کوراپیکا میشه چون داستان اونم مهمه
اولش فک میکردم بچگانه ست ولی مفاهیم عمیقی از موفقیت در زندگی رو نشون میده و اعتقاد به اخلاق و خدا جالبه
به امید برگشتن این انیمه زیبا با حضور مجدد گون و کیلوا :}
وقتی بر میگرده یه آرک طولانی داره که اصلا اون دو تا نقش خاصی ندارن توش، نقش اصلی آرک بعدی کوراپیکاست.
اولش شاید بچه گانه بیاد ولی هر چقدر که میگذره داستان عمق بیشتری پیدا میکنه و بسیار زیبا و فلسفی میشه بسیار لذت بردم ، جا داره ادامه پیدا کنه
داستان ساختارمنده و حساب کتاب داره, تا آخرش توجیه منطقی داره همش