در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

من که خیلی دوسش داشتم،از اون فیلم هایی که هربار میبینم حس و حالم بهتر میشه❤️
از جمله فیلم های بدون انقضا برای من 🫠
برا منم ✨
خیلی مزخرف بود فضا بیشتر از اینکه عاشقانه باشه فضا و حال و هوای روستاهای قدیم انگلستان رو به تصویر کشیده
فیلم از روی رمانه و نمیدونم اصلا جین استین رو میشناسید یا نه انتظار داشتین اونموقع بیاد عاشقانه تو مترو بنویسه براتون؟
فوق العاده زیبا و دلنشین؛ یک عاشقانهی بی نقص و فراموشنشدنی
قبل از اینکه در مورد فیلم صحبت کنم، در مورد یکی از ویژگیهای افراد وظیفهشناس و متعهد اشاره میکنم. اغلب این افراد خوددار هستن و احساساتشون رو کمتر بروز میدن. آقای دارسی هم تا حد زیادی میتونه نمونهای از چنین افرادی باشه. داستان فیلم، تعریف زیبایی از عشق ارائه میده؛ اینکه عشق صرفاً در احساس و کشش اولیه خلاصه نمیشه، بلکه با شناخت شخصیت و فضیلتهای انسانها معنا پیدا میکنه. وقتی دو نفر فضیلتها و کاستیهای همدیگه رو بشناسن، تصویر واقعبینانهای از هم پیدا کنن و با وجود کامل نبودن، همدیگه رو دوست داشته باشن، عشق شکل میگیره. همونطور که اریک فروم میگه: «عشق نتیجه یافتن «فرد کامل» نیست؛ نتیجه آن است که خودت توانایی دوست داشتن را در خود پرورش دهی.» پس اینجاست که نباید منتظر تغییر طرف مقابل باشی؛ بلکه باید از خودت شروع کنی، در خودت تغییر ایجاد کنی و با وجود کموکاستها و ایرادهایی که ممکنه وجود داشته باشه، توانایی عاشق شدن و دوست داشتن رو در خودت پرورش بدی.