ساگا و یون، توی جنگلهای فنلاند، زندگی جدیدشون رو بهعنوان پدر و مادر شروع میکنن. ولی شادیِ ساگا با یه شکِ عجیب و وحشتانگیز دربارهٔ بچهشون تیره میشه.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
ساگا و یون، توی جنگلهای فنلاند، زندگی جدیدشون رو بهعنوان پدر و مادر شروع میکنن. ولی شادیِ ساگا با یه شکِ عجیب و وحشتانگیز دربارهٔ بچهشون تیره میشه.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«سوفی»، دختر ۱۶ سالهای، وارد یک آکادمی تنیس نخبه در جنوب اسپانیا میشود تا به رویای حرفهای شدنش برسد. اما فضای رقابتی و سخت این مدرسه کمکم چهرهای تاریک و ترسناک پیدا میکند و سوفی متوجه میشود برای رسیدن به موفقیت، هزینهای بسیار سنگین در…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک هیولای افسانهای به نام پسر اکتبر ساکنان یک شهر کوچک در غرب میانه را به وحشت میاندازد، هنگامی که هر روز هالووین با چاقوی قصابی خود از مزارع ذرت برمیخیزد و به سمت کسانی میرود که آنقدر شجاع هستند که با او مقابله کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم درباره جوانی از منطقه Rayalaseema به نام Kanakaraju است که زندگی معمولیاش پس از ورود یک کشتی از کره دستخوش تغییر میشود. با ورود یک روح کرهای به زندگی او، Kanakaraju درگیر شرایطی فراطبیعی میشود و هویت تازهای پیدا میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم درباره زنی به نام آلیس است که پس از از دست دادن همسرش برای پیدا کردن آرامش به خانه خانواده همسرش پناه میبرد. اما این دیدار خانوادگی زمانی به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود که اعضای خانواده یکی پس از دیگری تحت تأثیر نیروهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
روح یک دختر جوان که دارای قدرتهای عجیبی میباشد در جنگ میان خیر و شر تبدیل به یک عنصر مهم می شود و...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در حالی که به شهر اشبی ویک می رود، کیسی تصادف می کند و حافظه اش را از دست می دهد. راننده از او درخواست می کند تا بیاید و در خانه ی قدیمی بزرگش نزد او و خانواده اش بماند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک آزمایشگاه فوق محرمانه در آلاسکا پس از حادثه ای مرموز از کار می افتد. ارتش یک تیم عملیات ویژه را برای بازیابی اطلاعات حساس و نابودی آزمایشگاه اعزام می کند، اما اعضای تیم به ویروسی مرگبار با منشأ بیگانه آلوده می شوند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در یک شهر کوچک و آرام، ورود یک بستنیفروش مرموز باعث میشود تابستانی معمولی به کابوسی ترسناک تبدیل شود. بستنیهایی که او میان بچهها پخش میکند، پیامدهای وحشتناکی به دنبال دارند و خیلی زود شهر درگیر مجموعهای از اتفاقات خشونتآمیز و عجیب میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک بسازبفروش املاک در فلوریدا و کاپیتانش، سرمایهگذاران را با این بهانه دروغین که یک زمین باتلاقی به زودی توسعه داده خواهد شد، به ملکی به نام «شواحل رویایی» در اورگلیدز میکشانند. پس از اینکه گروه به جزیرهای کوچک میرسد، متوجه میشوند که آنجا توسط…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
من متوجه داستان نشدم و نتونستم ارتباط بگیرم باهاش .ولی همزمان هم نتونستم تا آخر فیلم و نبینم .یه جوری بود فیلمه .مطابق سلیقه من نبود .
تا دو هفته بعد از ديدنش همچنان بهش فكر ميكردم
فیلم جالبی بود همش استعاره و بازی ذهنی اون مرد بود. وقتی متوجه مفاهیم استعاریش نشید حوصله سربره براتون کلا این چیزایی که میبینیم فقط پوسته ی فیلمه و لایه های زیرینش و باید بیشتر دقت کرد یه سری نشونه های ریز داره … قضیه اینه که این یارو از بیرون میاد خونه و زنش و معشوقه شو با هم در حال سکس کردن میبینه و میزنه زن و معشوقه و پسرش و میکشه… و بعد برمیدارن میبرنش بیمارستان روانی و تحت مراقبت پلیس و دکترها …اون سیم خاردارای روی دیوار وقتی اوایل فیلم از داخل داشت بیرون و نگاه میکرد دیدین؟ دو تا پلیس زن هم داشتن نگاه میکردن … درواقع دچار فروپاشی روانی میشه و دائما با خودش کلنجار میره ..اونجا که رفته بود جلوی چندتا مرد نشسته بود گفته بود باید برم به خانواده برسم برام جانشین پیدا کنید، درواقع اونجا از واقعیت جدا شده بود و کاملا توی دنیای ذهنی خودش زندگی میکرد استعاری ففقط جسمش مونده بود و روحش و از دست داده بود…و زنش دائما میرفت و میومد وقتی با لباس مشکی میومد نماد زن شیطانی فاحشه بود تو ذهن مرد که باهاش دعوا داشت دائما و مدام میخواست قانعش کنه که دوستش داشته باشه و به حرفش گوش کنه …ولی زن گوش نمیکرد و بهش ابراز نفرت میکرد و میرفت و وقتی زن با لباس سفید میومد اون ورژن فرشته گون وپاک و بی گناه زن بود تو ذهن مرد که میومد و خونه رو تمیز میکرد از بچه مراقبت میکرد و مهربون بود و مرد و دوست داشت و هی زن سیاه پوش میرفت و سفید پوش میومد و بالعکس این نشون میداد که مرد احساس گناه شدید داشت و زنش رو سیاه سفید میدید و از طرفی از نظرش یه شیطان کثیف خیانتکار بود و از طرفی فرشته ی مهربون پاک و دائما بین این دوتا سردرگم… و توی ذهنش زن سیاه پوش همه ی مردای خوب رو میکشت و با شیطان در رابطه بود ..و تو ذهنش این مرد یکبار دیگه معشوقه ی زنش رو میکشه و مادر اون معشوقه ی زن در واقع شیطان بوده و اون مرد پسرش و با کشتن مرد اون زن هم که شیطان بود مرد …و مرد وقتی توی ذهنش یکبار دیگه همه رو کشت و زندگیش از روز خیانت زنش رو مرور کرد بعد به خودش اومد که چیکار کرده و آخر هم خودکشی کرد و به زن و بچش پیوست
فکر کنم کلن یه فیلم دیگه رو دیدی…
یکی از عجیب ترین فیلمایی که دیدم. اولش انگار یه فیلم زناشوییه ولی کم کم… اگه فیلم روانشناختی دوست ندارین نگاه نکنین تا نیاین به این شاهکار بگین چرت و مسخره!
چرت . البته با سلیقه من