در دنیایی آخرالزمانی که یک بیماری مرگبار بخش بزرگی از بشریت را از بین برده، دختری به نام پامپکین بهتنهایی زندگی میکند. اما ورود گروهی خطرناک از مهاجمان در شب هالووین، آرامش او را برهم میزند و او را وارد نبردی برای بقا میکند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
در دنیایی آخرالزمانی که یک بیماری مرگبار بخش بزرگی از بشریت را از بین برده، دختری به نام پامپکین بهتنهایی زندگی میکند. اما ورود گروهی خطرناک از مهاجمان در شب هالووین، آرامش او را برهم میزند و او را وارد نبردی برای بقا میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پدری همراه دختر بیمارش از میان انبوه مردگان متحرک می گذرد تا پیش از آنکه دخترش به یکی از آن ها تبدیل شود، واکسن را به او برساند؛ اما در مقصد، با هولناک ترین چالش زندگی اش روبه رو می شود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سالها پیش، یک قتل هولناک و طلسمی ممنوعه، نفرینی تاریک را به وجود میآورند. سالها بعد، جِمال که تمام عمرش پدرش را ندیده، به خانه پدری بازمیگردد؛ اما ورود او رازهای مدفون گذشته را بیدار میکند و نفرینی ماورایی را به جریان میاندازد که نسلهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
صدای وحشت را با مجموعهای خونین از موزیک ویدیوهای نفرینشده، اجراهای هولناک و ویدیوهای پیدا شده، بلندتر میکند. پخش کن و دعا کن که متوقف شود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
هنگامی که فاجعهای در دیوارهای «اوکو» رخ می دهد، امیال پیچیده انسانی و کینههای ریشه دار، ترسناکترین دشمن «فروشنده دارو» را تا به امروز خلق میکنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داروفروش مرموز بار دیگر ظاهر میشود؛ زمانی که یک حرم سرا در ادو با اختلافات خانوادگی و حسادتهای شدید رو به رو میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
فرانچسکا پس از تجربهای تلخ و آسیبزا، با دنیایی از خشم و انتقام روبهرو میشود. در همین میان، رابطه او با امانوئل و اتفاقاتی که میان شخصیتها رخ میدهد، مسیر داستان را به سمت مجموعهای از تصمیمهای خطرناک و غیرمنتظره میبرد. فیلم با فضای تاریک…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در جریان پخش زنده برنامه کوین هارت، همهچیز به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود. شوخی و خنده جای خود را به وحشت و آشفتگی میدهد، وقتی اجساد واقعی در صحنه ظاهر میشوند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
کریم، یک معمار موفق، پس از تجربهٔ یک تصادف تلخ دچار آسیب روحی شدیدی میشود. او برای پیدا کردن آرامش به روستایی دورافتاده پناه میبرد؛ اما در آنجا با زنی درمانگر و اتفاقات مرموز و ماورایی روبهرو میشود که او را مجبور میکنند با گذشتهاش…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
من متوجه داستان نشدم و نتونستم ارتباط بگیرم باهاش .ولی همزمان هم نتونستم تا آخر فیلم و نبینم .یه جوری بود فیلمه .مطابق سلیقه من نبود .
تا دو هفته بعد از ديدنش همچنان بهش فكر ميكردم
فیلم جالبی بود همش استعاره و بازی ذهنی اون مرد بود. وقتی متوجه مفاهیم استعاریش نشید حوصله سربره براتون کلا این چیزایی که میبینیم فقط پوسته ی فیلمه و لایه های زیرینش و باید بیشتر دقت کرد یه سری نشونه های ریز داره … قضیه اینه که این یارو از بیرون میاد خونه و زنش و معشوقه شو با هم در حال سکس کردن میبینه و میزنه زن و معشوقه و پسرش و میکشه… و بعد برمیدارن میبرنش بیمارستان روانی و تحت مراقبت پلیس و دکترها …اون سیم خاردارای روی دیوار وقتی اوایل فیلم از داخل داشت بیرون و نگاه میکرد دیدین؟ دو تا پلیس زن هم داشتن نگاه میکردن … درواقع دچار فروپاشی روانی میشه و دائما با خودش کلنجار میره ..اونجا که رفته بود جلوی چندتا مرد نشسته بود گفته بود باید برم به خانواده برسم برام جانشین پیدا کنید، درواقع اونجا از واقعیت جدا شده بود و کاملا توی دنیای ذهنی خودش زندگی میکرد استعاری ففقط جسمش مونده بود و روحش و از دست داده بود…و زنش دائما میرفت و میومد وقتی با لباس مشکی میومد نماد زن شیطانی فاحشه بود تو ذهن مرد که باهاش دعوا داشت دائما و مدام میخواست قانعش کنه که دوستش داشته باشه و به حرفش گوش کنه …ولی زن گوش نمیکرد و بهش ابراز نفرت میکرد و میرفت و وقتی زن با لباس سفید میومد اون ورژن فرشته گون وپاک و بی گناه زن بود تو ذهن مرد که میومد و خونه رو تمیز میکرد از بچه مراقبت میکرد و مهربون بود و مرد و دوست داشت و هی زن سیاه پوش میرفت و سفید پوش میومد و بالعکس این نشون میداد که مرد احساس گناه شدید داشت و زنش رو سیاه سفید میدید و از طرفی از نظرش یه شیطان کثیف خیانتکار بود و از طرفی فرشته ی مهربون پاک و دائما بین این دوتا سردرگم… و توی ذهنش زن سیاه پوش همه ی مردای خوب رو میکشت و با شیطان در رابطه بود ..و تو ذهنش این مرد یکبار دیگه معشوقه ی زنش رو میکشه و مادر اون معشوقه ی زن در واقع شیطان بوده و اون مرد پسرش و با کشتن مرد اون زن هم که شیطان بود مرد …و مرد وقتی توی ذهنش یکبار دیگه همه رو کشت و زندگیش از روز خیانت زنش رو مرور کرد بعد به خودش اومد که چیکار کرده و آخر هم خودکشی کرد و به زن و بچش پیوست
فکر کنم کلن یه فیلم دیگه رو دیدی…
یکی از عجیب ترین فیلمایی که دیدم. اولش انگار یه فیلم زناشوییه ولی کم کم… اگه فیلم روانشناختی دوست ندارین نگاه نکنین تا نیاین به این شاهکار بگین چرت و مسخره!
چرت . البته با سلیقه من