سالها پیش، یک قتل هولناک و طلسمی ممنوعه، نفرینی تاریک را به وجود میآورند. سالها بعد، جِمال که تمام عمرش پدرش را ندیده، به خانه پدری بازمیگردد؛ اما ورود او رازهای مدفون گذشته را بیدار میکند و نفرینی ماورایی را به جریان میاندازد که نسلهای…
جزئیات و تماشا ←

چرت نبود، اعصاب خرد کن بود. یه پیام داشت، اینکه اگه نمیخوای باورهای یه نفر رو قبول کنی، باید برای رای و نظرش احترام قائل باشی و نباید اصرار داشته باشی طرف رو از باورهاش برگردونی
خیلی واقعا چرت بود!!! اوف عالی نمیدونم واس چی بود!
خیلی چرت بود
اوووووف عالی بود