داستان فیلم حول محور مردی به نام لطیف میچرخد؛ یک آدمکش حرفهای که باورهای مذهبی عمیقی دارد و همزمان تلاش میکند میان شغل خطرناک خود، ایمان شخصی و مسئولیتهایش بهعنوان یک پدر تعادل برقرار کند. پس از مرگ همسرش، او سفری پرخطر را در شهر…
جزئیات و تماشا ←

خوب بود
خیلی جالبه که این فیلم 36 سال پیش ساخته شده ولی موضوعش کاملا ناب هست! آنی وسطای فیلم سه دیالوگ داشت که گفت من پدرم رو میشناسم! اون یه هیولا نیست! و دقیقا این همون چیزی بود که این فیلم، برعکسش رو به ما ثابت کرد… جنایتکار ها و بزهکارها، لزوما در خانواده پدر بد یا فرزند بدی نیستن! لازلو یه جنایتکار جنگی بود و در عین حال یه پدر فداکار و این فیلم به زیبایی تونسته بود دو وجه شخصیت اون رو در طول فیلم نشون بده و واقعا ذهن مخاطب رو به چالش بکشه
کاملا موافقم باهات