داستان اولین کودکی که در قرن بیست و یک در مریخ متولد میشود، در حالیکه زمین با بحران شدید کمآبی روبرو شده است، این کودک همراه با چند ربات که دچار نقص فنی شدهاند، به دنبال ماده معدنی کمیابی به نام زئولیت امگا میگردد، مادهای…
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان اولین کودکی که در قرن بیست و یک در مریخ متولد میشود، در حالیکه زمین با بحران شدید کمآبی روبرو شده است، این کودک همراه با چند ربات که دچار نقص فنی شدهاند، به دنبال ماده معدنی کمیابی به نام زئولیت امگا میگردد، مادهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«جیک هریس»، یک نیروی باسابقه نیروی دریایی آمریکا، دوباره به مأموریت فراخوانده میشود؛ زیرا همرزم سابقش، «الیوت کارتر»، به یک تروریست داخلی تبدیل شده و قصد دارد با بهدستآوردن کدهای هستهای، شبکه دفاع موشکی آمریکا را تحت کنترل بگیرد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زنی مبتلا به فراموشی متوجه می شود خانواده ای ثروتمند و یک کسب وکار بزرگ کشتیرانی دارد. او به زندگی ظاهراً بی نقص گذشته اش برمی گردد تا بفهمد چرا همه چیز را رها کرده است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در یک مراسم خیریه مجلل که چهرههای مشهور و ثروتمندان در آن حضور دارند، گروهی افراطی به رهبری جون وارد مراسم میشوند و چند نفر را گروگان میگیرند. آنها باور دارند برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ و تحقق یک پیشگویی، باید سه نفر قربانی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شهری ساحلی در اقیانوس اطلس شمالی با تنها ۶۰ نفر جمعیت است که پس از انفجار مرگبار معدن، جیمی برای تأمین مخارج خانوادهاش پیشنهاد کار روی قایق صید خرچنگ عمویش را قبول میکند اما خیلی زود میفهمد که این قایق، پوششی برای قاچاق کوکائین…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک زوج آمریکایی، اندرو و دانیلا، به گوا در هند میروند تا دختر چهار سالهای به نام سرواری را که به فرزندخواندگی پذیرفتهاند، با خود به خانه ببرند. اما دختر حاضر نیست پرورشگاه را ترک کند و این زوج را با چالشهای عاطفی و غیرمنتظرهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«کاتری» پس از مرگ مادرش دوباره با سرپرست سابقش، آمزیا کینگ، که یک زنبوردار و موسیقیدان در روستایی در اوکلاهاما است، ارتباط برقرار میکند. آمزیا تلاش میکند رابطهای دوباره با او بسازد و کاتری را وارد کسبوکار خانوادگی تولید عسل کند؛ اما رقبا و افراد…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
هیوستن. دقایقی پیش از آغاز نخستین پرواز تحقیقاتی سفینه ی کاپریکورن یک به مریخ، سه فضانورد آن ایستگاه فضایی ربوده می شوند. پس از پرواز به ظاهر موفقیت آمیز سفینه، «دکتر جیمز کلووی» (هالبروک) توضیح می دهد که چگونه به خاطر فشارهای کنگره مجبور بوده…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
بی نظیر بود
خيلي قشنگ بود ):
فیلم خوبی بود حتما ارزش نگاه کردنو داره و حتی میتونه ساعت هارو تورو به فکرکردن مشغول کنه
حتی روزهااا و سالهااا
فیلم عمیقی بود و واقعا لازمه ادم قبل از اینکه متاهل بشه مسیر زندگیشو مشخص کنه و طبق اون پیش بره چون ناخودآگاه آدمی که وارد زندگیت میشه امکان داره تورو از مسیر و هدفت دور کنه مسیر جدیدیو برات باز کنه که باب میل تو نباشه
اخرش اینجوری بود که درسته یه وقتایی عاشق طرفی،طرفتو خیلی خوب میشناسی،دوسش داری اما ادامه دادن بااون دیگه جایز نیس.و باید راهتو جدا کنی چون یه سری اتفاقا که میفته و زمانی که میگذره به تو اینو میفهمونه که تو و اون آدم به درد هم نمیخورین مال هم نیستین هرچقدرم که بینتون عشق و علاقع باشه اونجایی که برای پسره غذا انتخاب کرد خیلی جالب بود رفته بودن که صحبت کنن برای طلاق گرفتن اما باز خانومه براش غذا انتخاب کرد چون خودش نمیتونست هم قشنگ بود هم ناراحت کننده
عاشق هم بودن ولی یه وقتایی اون غرور شیطانی و خودشیفتگی و خودخواهی با لج بازی آدمو از واقعت زندکی اصلی دور میکنه و به شاخه های از آرزوها و خواسته های فردی میرسونه ک باید ازش گذشت و نمیشه خودخواه بود ولی تو این فیلم نشون دهنده این بود ک انکار سرنوشت و تقدیر هرکسی از قبل تعیین شده و بازی سرنوشته و من از اساس تجربه خودم میگم ،وگرنه لج بازی اینکه لس آنجلس باشه یا نیویورک، بنظرم اصلا ارزش اینکه زندکی تو بخاطرش نادیده بگیری و طلاق باشه نداشت،سرنوشتی ک قلب ها شون هنوز با هم بود ولی افکار مغز نه، چیزی ک زندگی خودم تجربه کردم