«نایا»، مادری فداکار، تمام زندگیاش را وقف پسرش «آکسا» کرده و آرزو دارد آیندهای بهتر از آنچه خودش تجربه کرده برای او بسازد. وقتی شرایط زندگی و مشکلات خانواده مانع این هدف میشوند، نایا مجبور میشود برای حفظ آینده و خوشبختی پسرش تصمیمهای دشواری بگیرد.
جزئیات و تماشا ←

اگه کسی فهمید این سه تا فازشون تو فیلم چی بود ، چی شد آخرش، بیاد کامنت بزاره ما هم متوجه بشیم 🙂
اصلا خیلی زود سرو تهش هم اومد تویه دو روز همه اینا اتفاق افتاد درواقع خیلی دیگ مسخره ساختن این یکیو
یه آشغال به تمام معنا
خیلی مسخره تموم شد یعنی چی اخه یه ادیت مسخره با فتوشاپ بدون اینکه حتی اتفاقی بیوفته مامان طرفم حتی براش مهم بود. منظورم اینه حتی همو نبوسیدن حتی تو واقعیتم ما ندیدیم ببوسن یه خواب بود فقط. بعد اخرش گفتن که بوسیدیم بدون اینکه چیزی ببینیم.
دوش قراره بیاد ولی بهرحال فیلم مسخره ای بود در کل
با اینکه موضوع تکراری به نظر میرسه اما روند جذابی داره و حس و حال خوبی میده. دوست داشتم فیلم رو