«نایا»، مادری فداکار، تمام زندگیاش را وقف پسرش «آکسا» کرده و آرزو دارد آیندهای بهتر از آنچه خودش تجربه کرده برای او بسازد. وقتی شرایط زندگی و مشکلات خانواده مانع این هدف میشوند، نایا مجبور میشود برای حفظ آینده و خوشبختی پسرش تصمیمهای دشواری بگیرد.
جزئیات و تماشا ←

این شاهکار تئو آنجلوپولوس، به نظرم بیش از هرچیز بیانگر معصومیت نوع بشر در دنیای بیرحم کنونی و از طرفی نا امیدی از به رستگاری رسیدن بشریت در جهان امروز است
وقتی دست های خدای میکلانژ را از آب میگیرند بدون انگشت اشاره ، این نهایت پایان ایکاروس است و آغاز فاجعه.بلیط قطار تامرز چقدر است؟. این فیلم یک شعر مصور است.
یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما و از فیلم های مورد علاقه من
پیشنهاد نمی شه روال فیلم خیلی کند کلا
بعضیا جوری نوشتن بهترین فیلم عمرم و بهترین فیلم تاریخ فک کنم تا حالا فیلم ندیدن بسیار بسیار معمولی بدون جذابیت و دیالوگ بدرد بخور
فیلم هیجانی و دیالوگ محور نیست فیلم فلسفیع و پر از استعارس داستان ظاهری فیلم سفر دو کودکه در جست و جوی پدرشون که درواقع این پدر همانطور که در ابتدای فیلم توسط داییشون بهشون اشاره میشه مشخص نیست اصلا همچین پدری وجود داشته باشه در باطن داستان فیلم اشاره به سفر انسان داره و منظور از پدر خداست که تو دین مسیحیت خدا رو پدر مینامند تو این سفر دنیایی رو نشون میده که پر از بیرحمیه انسان هایی که اصلا توجهی به این دو کودک نمیکنن و حتی گاهی بهشون آسیب میرسونن و معصومیت از دست رفته کودکان و انسان رو نشون میده تو فیلم فقط یک نفر که هنرمند هست خودش به این کودکان توجه میکنه و بهشون محبت میکنه ولی هنر همین فرد هم به انزوا رفته اعضای دیگر تیمش تو سکلنسی از فیلم لباسهاشون رو به حراج میزارن و از کارشون نا امید میشن در انتهای فیلم هم به این دو کودک با بی رحمی شلیک میشه و احتمالا کشته میشن تو داستان فیلم ظاهرا یک سفر بی معنا و بی هدف رو آغاز کردن که زندگیشون رو ازشون میگیره و به چیزی نمیرسن ولی تو مفهوم شاعرانه بعد از تاریکی و مرگ به یک درخت و سرسبزی و رستگاری ابدی میرسن البته اشاره کنم اصلا آدم معتقدی نیستم و درمورد این فیلم هم قطعا معنا و مفهوم خیلی بیشتری داره و این ها صرفا درک محدود من از این فیلم بود