داستان فیلم حول محور مردی به نام لطیف میچرخد؛ یک آدمکش حرفهای که باورهای مذهبی عمیقی دارد و همزمان تلاش میکند میان شغل خطرناک خود، ایمان شخصی و مسئولیتهایش بهعنوان یک پدر تعادل برقرار کند. پس از مرگ همسرش، او سفری پرخطر را در شهر…
جزئیات و تماشا ←

فلینی جهانی میسازد که درآن همهچیز برای خوشبخت بودن مهیاست،جز خودِخوشبختی. شهر پراز نور است،مهمانیها تمام نمیشوند،آدمها مدام در رفتوآمدند وزندگی ازبیرون شیرین به نظر میرسد؛اما پشت این همه زیبایی،تنهایی وترسی عمیق جریان دارد. مارچلو مدام در جستوجوی چیزیست که گمان میکند خوشبختش خواهد کرد؛عشق،شهرت،لذت،معنویت یا حتی یک منجی. اما هربار که به چیزی نزدیک میشود،کمی بیشتر ازخودش فاصله میگیرد. «زندگی شیرین»؛دربارهی آدمهایی است که آنقدر ازسکوتِ درونشان میترسند،که تمام عمر درهیاهوی بیرون زندگی میکنند. همین نکته است که بعداز شصتوچند سال، هنوزتماشای مارچلو برایمان آشناست؛چون گاهی اونه یک شخصیت روی پرده،که خودِما هستیم؛در لحظهای که میان شلوغیِ جهان، یادمان میرود ازخودمان بپرسیم:«واقعاً به کجا میروم؟»
معمولی بود و آخر فیلم بدون پوینت و نتیجه تموم شد بنظرم
از قوی ترین فیلم های تاریخ سینما
بسیار عالی