این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ارتش روسیه مکشفی به حیات وحش یخ زده سیبری می فرستد،جائی که او با یک شکارچی آسیایی دوست می شود...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
مستندی که به سی سال از زمانی که افسانه کمدی، مستر بین، بر صفحه نمایش ما ظاهر شد، میپردازد. این مستند شامل کلیپهای کلاسیک و مصاحبههایی با خالقان اصلی، از جمله روان اتکینسون و ریچارد کرتیس است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
"سالواتوره تودارو" کاپیتان کشتی ست که به روش خود آن را هدایت می کند: کمان با فولاد تقویت می شود، در فرصتی غیرمنتظره فرصت شورش در کشتی بوجود می آید، اگر نبرد تن به تن رخ دهد خدمه او به خنجر مسلح هستند.،
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
آنتونی بوردینِ ۱۹ ساله به پراوینستاون سفر میکند و ناگهان خود را در دنیای پر هرجومرج آشپزخانهی یک رستوران مییابد. این اتفاق، آغازی بر تابستانی است که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان ظهور و سقوط تبهکار بدنام شیکاگو "آل کاپون" که کنترل مناطق زیادی از شهر را در آن سالها بدست داشت...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دختری مجارستانی رویای فتح دنیای شطرنج مردان را در سر میپروراند. او پس از یک مبارزهی ۱۵ ساله علیه گری کاسپاروف، قهرمان جهان، و پدر سلطهگر خود، فرهنگ مردسالارانهی این ورزش را دگرگون میکند و به یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ و برترین شطرنجباز زن…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شهروند نمونه، پدر فداکار، شوهر دوست داشتنی و قاتل سریالی جان وین گیسی.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در سال 1945، موسولینی دیکتاتور ایتالیای فاشیست و متحد نزدیک هیتلر با شکست روبرو شد. در تلاش ناامیدانه برای جلوگیری از دستگیری، او سعی کرد با معشوقه خود کلارتا پتاچی از کشور فرار کند، اما پارتیزان های ایتالیایی در مسیر هستند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دوران جنگ سیساله، سربازی مرموز وارد روستایی پروتستان و دورافتاده میشود و ادعا میکند وارث یک مزرعه قدیمی است. او تلاش میکند در میان مردم روستا جایگاهی پیدا کند، اما هویت واقعیاش را پنهان کرده و خود را مرد معرفی میکند. این راز، مسیر…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
خوب بود نهایتا هرچی فکرکنی درسته لزوما خوشبختی نمیاره
بدون هیچ کار مثبت و هیچ اثری تو زندگی خودشو فنا کرد. همون جور که سه ساعت عمر منو بیخود و بی جهت تلف کرد.
اون خودش انتخاب کرد شمام خودت انتخاب کردی…
کریس در این فیلم، انسان را جدای از روابط اجتماعی تعریف میکنه. او انسان را جزئی از کلِ طبیعت میدونه که باید با آن همزیستی کنه و ازش درس بگیرد. به همین دلیل، او ترسی از حیات وحش نداره. برعکس، ترس و بیاعتمادی اصلی کریس نسبت به آدمها و پیچیدگیِ احساسات آنهاست. در واقع کریس اصالت را در "صداقت" میبینه؛ او متوجه شده که طبیعت با تمام بیرحمیاش، یا انسانهای سادهای که در طول مسیر با آنها آشنا میشه، دقیقاً همانی هستن که نشان میدن! در حالی که آدمهای شهرهای شلوغ و حتی خانواده خودش، زندگیشان آمیخته با ریاکاری و نقابه. همین تضاده که اونو به سمت تنهایی مطلق آلاسکا میکشونه؛ جایی که طبیعت با او صادق هست.
از زمانی که دانلودش کردم و شروع کردم به دیدن تا اتمامش، تقریبا یک ماهی طول کشید، علتش هم این بود که ذهنم نمیتونست بیشتر ازین به فیلم فرصت بده تا به طور پیوسته وقت بزار و نزدیک ۳ ساعت فیلم رو تموم کنه.. خیلی جاها زده شدم و حالم بد شد و فیلم رو دیگه نیمه کاره رها کردم.. شاید نزدیک ۲ هفته داشتم کلنجار میرفتم که حذفش کنم یا تمومش کنم، بالاخره تصمیم گرفتم ادامه فیلم رو ببینم و تمومش کنم. ۱ ساعت پایانی فیلم برخلاف گذشته فیلم خیلی برام جذاب و عبرت آموز بود.. هرچه به سکانس های پایانی فیلم نزدیک میشدم، درس های بیشتر و واقع بینانه تری میگرفتم(منورم اینه احساس میکنم الکس، عقاید و تفکراتش از فصل اول داستان تا فصل آخر داشت رشد پیدا میکرد و پخته تر میشد، فصل آخر که رسیدن به خرد بود اگه اشتباه نکنم، عقاید و تفکرات بگپخته تری رو بیان میکرد که حتی تفکرات قبلی اون رو نقض میکرد) در نهایت خوشحالم و پشیمون نیستم از دیدن این فیلم..
به نظرم در نهایت چیزی که داستان فیلم میخواست به ما بگه این بود که طبیعت گردی و زندگی کوتاه مدت تو طبیعت به تنهایی چیزی بدی نیست و اتفاقا میتونه خوب باشه و تاثیرات مثبتی روی افراد بزاره و حتی شاید کمک شون کنه خودشون رو پیدا کنن ولی نمیتونه عامل خوشبختی و شادی انسان باشه چرا که انسان در ذات خودش موجودی اجتماعی هست که برای بقا خودش نیاز داره با انسان های دیگر در ارتباط باشه نه اینکه تنهایی بره تو کوه و بیابون زندگی کنه حداقل اگه میخواد اینکارو بکنه یه نفرو برداره با خودش ببره😅 این همون چیزی هست که شخصیت اصلی داستان در آخر فیلم به اون رسید و تلاش کرد تا از رودخانه عبور کنه و به جامعه برگرده که موفق نشد و اتفاقا تو کتابش به این موضوع اشاره کرد. در نهایت جمله آخری که شخصیت اصلی تو کتاب نوشت باعث شد فیلم بی معنی یا بهتر بگم با برداشت معنی اشتباه تموم نشه : ___________________________________ Happiness only real when shared شادی ( خوشبختی ) فقط زمانی واقعی است که با دیگران تقسیم شود.