داستان درباره برایان، یک پیک پزشکی، است که در یکی از شبهای فاجعهبار و مرموز، ناخواسته وارد آشوبی مرگبار میشود و برای زنده ماندن تلاش میکند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان درباره برایان، یک پیک پزشکی، است که در یکی از شبهای فاجعهبار و مرموز، ناخواسته وارد آشوبی مرگبار میشود و برای زنده ماندن تلاش میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان گروهی از دکترها که برای مأموریتی وارد جنگلهای بارانی آمازون میشوند و متوجه میشوند حیوانی خطرناک و شکارچی بهنام بایونا در انتظارشان است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
شب هالووین در مزرعه ماسی باتم، کشاورز دست و پا چلفتی تمام کدو تنبلها را خراب میکند و شاونِ ناقلا تصمیم میگیر با یک آزمایش علمی آنها را درست کند، اما...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ساکنان مجتمع پارادیسو پامز با هجوم مرگبار عنکبوت ها مقابله می کنند؛ درحالیکه تنها امید آن ها به زنده ماندن، مدیر ساختمان زیرکشان است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یک عملیات برای رساندن تجهیزات و آذوقه به اسپانیای آخرالزمانی که با یک عضو نفوذی در تیم، با مشکلات بزرگتری مواجه میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ساگا و یون، توی جنگلهای فنلاند، زندگی جدیدشون رو بهعنوان پدر و مادر شروع میکنن. ولی شادیِ ساگا با یه شکِ عجیب و وحشتانگیز دربارهٔ بچهشون تیره میشه.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پنی، زن جوانی که از ویلچر استفاده میکند، پس از سالها به خانه پدرش در جنوب فرانسه بازمیگردد. اما رفتار عجیب نامادریاش و اتفاقات مرموزی که در خانه رخ میدهند، او را به شک میاندازند و ماجرا به معمایی روانشناختی و دلهرهآور تبدیل میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دو کارمند یک پمپ بنزین در جادهای دورافتاده با موجودی ماوراءالطبیعه و هولناک روبهرو میشوند که از استرس و اضطراب قربانیانش تغذیه میکند. آنها برای زنده ماندن...
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
پلیس اخر ادعا میکنه اون خانواده اگه صدای دخترشون رو شنیدن از ضربه روحی بوده! ولی این همه چیز رو جمع نمی کنه الیس درواقع توی مرز دنیای مردگان و دنیای واقعی مونده بود بخاطر همین تونست بره بالا سر جسدش و به مامانش زنگ بزنه خانواده الیس اول کنترل رو روی خودشون داشتن همچنین بهم نریخته بودن که 2 تایی توهم بزنن اون زن شوهر پشت تلفن درواقع جزئی از نیروی های جنگل بودن که اومده بودن الیس رو برگردونن به جایی که باید باشه! توی راه؛ اشتباه حرفه ای مادر الیس ترسو بودن و رو به دروغ گفتن پدر الیس و اشتباهاتی که الیس کرده مشخص شد؛ اونا تقاص اشتباهاتی که کردن رو پس دادن! وقتی الیس پشت تلفن داشت داد میزد مادر پدرش نتونستن پیداش کنن چون که صدا از روحش بود نه جسمش! اخرای فیلم دیده میشه شیشه ماشین الیس هم واقعا شکسته اون اتفاق ها توهم نبود واقعا افتاده بود؛ اونا هدف اون شب جنگل بودن.
فلسفی و بسیار زیبا
جالب بود، ایده اش رو دوست داشتم
فلسفی و روانشناختی
این فاجعه سینما رو سعی کنید نبینید