جان که پسر یک مامور آتش نشانی بوده و پدرش ۳۰ سال پیش در یک حریق کشته شده موفق می شود بطور اتفاقی روی فرکانس یک رادیوی کهنه صدای پدر خود را بشنود . در واقع یک پدیده جوی که در یک روز بخصوص هم در سال ۱۹۶۹ و هم سی سال بعد در همان روز خاص رخ داده است ، این امکان را از نظر علمی فراهم آورده که دو انسان در دو زمان متفاوت با هم تماس برقرار کنند . بدین ترتیب جان پدرش را از مرگی که بزودی در انتظار اوست باخبر می کند و پدر نیز به توصیه پسرش گوش می دهد و از ماجرای حریق جان سالم بدر می برد اما پس از این ماجرا مشکلات دیگری برای او پیش می آید زیرا قاتل بی رحمی که آزادانه در نیویورک می گردد تصمیم دارد مادر جان را بقتل برساند . اکنون جان بایستی با توجه به آگاهی اش از آینده ، مادرش را نیز نجات دهد .
عالی بود بی نظیر
واقعا عالی بود من کلا عاشق این مدل فیلمهای علمیتخیلی قدیمیام نه شلوغن نه الکی پیچیده فقط داستان خوب و حس درست دارن حال و هوا و وایب فیلم خیلی عالی و خاطرهانگیزه جیمز کاویزل هم خیلی جذاب و درست توی نقشش نشسته این جور فیلمها همیشه یه حس نوستالژی و خاطره انگیزی خاصی بهم میدن در کل فیلم خیلی خوبی بود.
برای باباعه پارتی بازی کردن
یکی از قشنگ ترین فیلم های که دیدم با یه داستان علمی تخیلی خیلی رمانتیک و قشنگ