داستان این انیمیشن حدود یک قرن پیش از ماجراهای «اییانو» اتفاق میافتد. در سرزمین یوروبالند، پادشاه «اوبا آدِدِجی» نمیتواند میان دو پسر دوقلویش، «دِبو» شاهزادهای جسور و «لاجا» شاهزادهای متفکر، جانشین خود را انتخاب کند. این تردید، رقابتی خطرناک را رقم میزند که پادشاهی اِلو…
جزئیات و تماشا ←

تو همه لحظات من فقط نگران گربه بودم که همه به کنار گربه طوریش نشه فقط
خیلی خوب بود بدون یک کلمه دیالوگ تمام احساسات رو نشون داد، فقط نهنگ گناه داشت و مرغ منشی نفهمیدیم چی شد احتمالا بالش خوب شده و رفته
فکر کنم اون صحنه که با گربه رفت بالا نماد مردنش و به بهشت رفتنش بود :"
ولی میبینمش احتمالا برای اینکه بیشتر درک کنم حیوونارو و بتونم بهتر رفتارکنم
میترسم ببینم دلم کباب شه طاقتشو ندارم 🙁
فوق العاده زیبا و مفهومی بود