«دیو بازنیک» (سندلر) تاجر خونسرد و آرامی است که پس از یک سلسله سوء تفاهم های غریب محکوم می شود که یک دوره ی روان درمانی «مهار کردن خشم» را بگذراند. دیری نگذشته که «دیو» خود را با «دکتر بادی رایدل» (نیکلسن)، روان درمان گری…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«دیو بازنیک» (سندلر) تاجر خونسرد و آرامی است که پس از یک سلسله سوء تفاهم های غریب محکوم می شود که یک دوره ی روان درمانی «مهار کردن خشم» را بگذراند. دیری نگذشته که «دیو» خود را با «دکتر بادی رایدل» (نیکلسن)، روان درمان گری…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
جی جی مامور کهنه کار سیا و دخترخوانده و شاگرد 14 ساله اش سوفی، زمانی که یک توطئه اتمی با هدف قرار دادن واتیکان همه چیز را به خطر می اندازد، بار دیگر برای نجات جهان دوباره با یکدیگر متحد می شوند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«هنری روث» (آدام سندلر) مردی است که از تعهد داشتن نسبت به یک زن می ترسد، تا اینکه دختری جذاب به نام «لوسی» را می بیند. آنها با هم بیشتر آشنا می شوند و هنری از این که دختر رویاهیش را پیدا کرده خوشحال است،…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از مرگ پدر غولدار قطعات خودروش، پسر چاق و کمتوان با یک حسابدار حیلهگر همکاری میکند تا تلاش کند تا تجارت خانوادگی را نجات دهد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«پروفسور شرمن کلامپ» (مورفی) به هم کارش، «پروفسور دنیز گینز» (جکسن) دل باخته است و می خواهد با او ازدواج کند. اما مانع کار، همزاد یا آقای هاید او، «بادی لاو» (مورفی) است. «کلامپ» چاق و چله و دست و پا چلفتی باید هر چه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
فرانک دروبین (لزلی نیلسن) از بازنشستگی خارج می شود تا به نیروهای پلیس در نفوذ به گروهی از تروریست ها که قصد انفجار بمب در مراسم اسکار داشتند ، نفوذ کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
هنری ” ریزر ” شارپ و بیلی “د کید” مکدانن ، دو مشت زنی هستند که دوران اوج ورزشی آنها با خداحافظی غیرمنتظره ” ریزر ” درست قبل از آغاز سومین مبارزه آنها در مقابل یکدیگر در سال ۱۹۸۳ ، به پایان می رسد. اما…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
مایا زنی 40 ساله و کارمند یک مرکز خرید است که تلاش میکند هوشمندی خودش را در معاملات کلان به اهالی خیابان مدیسون اثبات کند و…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
"پاول کرو" بازیکن مشهور فوتبالی است که پس از دستگیر شدن به خاطر رانندگی در حالت غیر عادی به زندان منتقل می شود.او متوجه می شود که رئیس زندان از توانایی های ورزشی او اطلاع دارد به همین دلیل تیمی از زندانیان تشکیل می دهد…
جزئیات و تماشا ←