«زونی» (کاجول)، دختری کشمیری که از کودکی بینایی اش را از دست داده، با مردی به نام «ریحان» (عامرخان) ازدواج می کند. «ریحان» راهی برای درمان «زونی» می یابد اما وقتی پس از عمل، «زونی» چشم هایش را باز می کند، ساعتی از کشته شدن…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«زونی» (کاجول)، دختری کشمیری که از کودکی بینایی اش را از دست داده، با مردی به نام «ریحان» (عامرخان) ازدواج می کند. «ریحان» راهی برای درمان «زونی» می یابد اما وقتی پس از عمل، «زونی» چشم هایش را باز می کند، ساعتی از کشته شدن…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
"راج"،"پوجا" و "تینا" دوستان دوران کودکی هستند.درحالیکه "راج" همیشه مجذوب "تینا" بود هیچگاه از احساسی که "پوجا" نسبت به او داشته با خبر نمی شود.وقتی خانواده او برای تجارت به انگلیس می روند،او به "تینا" قول می دهد که دوستی شان هیچگاه از بین نخواهد…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
"کاران" و "رئا" برای اولین بار همدیگر را در پروازی از دهلی به نیویورک ملاقات کردند.آنها نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند،"رئا" از روابط او با دختران دیگر و "کاران" در مصمم بودن بیش از حد "رئا" خشته شدند.آنها قسم خورند هیچگاه یکدیگر را نبینند…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان حول محور یک زن هندی متواضع و مطلقه به نام آنانیا میچرخد و در میان زندگی روزمرهاش، او خود را در یک وظیفه اطلاعاتی مخفی در پاکستان میبیند. اما عشق او به ادبیات اردو باعث می شود که عاشق شود...
جزئیات و تماشا ←