یک سرباز جوان فرانسوی در جنگ جهانی اول که احساس گناه می کند،زمانی که او یک سرباز آلمانی که همانند خودش است را می کشد ...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک سرباز جوان فرانسوی در جنگ جهانی اول که احساس گناه می کند،زمانی که او یک سرباز آلمانی که همانند خودش است را می کشد ...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زنی جذاب و مستقل که دختر یک مارکوی ورشکسته است، پس از آشنایی با یک میلیونر شکاک که هفت بار قبلاً ازدواج کرده، با او نامزد میشود؛ وقتی میفهمد او تنها شمارهٔ هشت در میان همسران قبلی است، تصمیم میگیرد بازی را برگرداند و با…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان همسر دوم "هنری هشتم"، زنی که ازدواج با او موجب به وجود آمدن مشکلات زیادی در انگلستان شد...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
منطقه کوچک "مارشویا" تنها یک مشکل کوچک دارد. پرداخت کننده اصلی مالیات، بیوه ای ثروتمند به نام "سونیا" به پاریس رفته و "کنت دانیلو" به فرانسه فرستاده می شود تا از ازدواج او با مردی غریبه جلوگیری کرده و خطر از دست رفتن پول هنگفتی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
« نینوچكا » ( گاربو ) مأمور سختگیر و متعصب حزبى از شوروى به پاریس مىآید تا سه فرستاده ى خاطى قبلى دولت را به وطن بازگرداند. او در برخورد با « كنت لئون دولگا » ( داگلاس ) ، براى نخستین بار لذت دلباختگى…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زنی جوان نمی تواند بین دو مرد که او را دوست دارند انتخاب کند به همین دلیل آن سه تصمیم می گیرند در یک رابطه دوستانه با هم زندگی کنند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دو دزد جواهر، « گاستون » ( مارشال ) و « لیلى » ( هاپكینز ) با یكدیگر هم دست مىشوند و دارایى « ماریت كولت » ( فرانسیس )، بیوه ى جوان و ثروتمند را بالا بكشند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«آلفرد کرالیک» (استوارت) که در یک مغازهى فروش کالاهاى چرم در بوداپست کار میکند، با دختر رؤیاهایش که هرگز او را ملاقات نكرده مكاتبات لطیف و شاعرانهاى دارد، غافل از اینكه دختر، «کلارا نوواک» (سولاون) کارمند تازه استخدام شدهى همان مغازه است ...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
لهستان ، سال 1939 . « یوزف تورا » ( بنى ) بازیگر بسیار مشهور تیاتر و همسرش ، « ماریا » ( لومبارد ) كه در ورشو همچون شمایلى ملى مورد تحسین است ، قرار است در نمایشى ضدنازى ظاهر شوند ، اما به…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
"هنری ون کلیو" وارد بخش پذیرش جهنم می شود تا توسط ارباب خود (شیطان) مورد استقبال قرار بگیرد. او درخواست پذیرفته شدن می کند اما تردیدهایی در مورد صلاحیتش وجود دارد. به همین دلیل برای اثبات شایستگی اش او داستان زندگی اش را تعریف می…
جزئیات و تماشا ←