داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←

حادثه یک بار رخ میده، اما ذهن هزار بار اون رو زندگی میکنه. زمان به گذشته برنمیگرده، اما گذشته هرگز ما رو رها نمیکنه. آنچه شخصیت و سرنوشت انسان رو میسازه، گذشته نیست، بلکه گره های حل نشده ای هست، که از گذشته با خود حمل میکنیم. در این فیلم، کهنهسربازانی رو میبینیم که در ظاهر دنبال طلا هستن، اما در پس این اقدامشون، آشتی با گذشته و زخم هایی هست که از اون فرار میکردن. در پس بسیاری از اقدامات یا انفعالهای ما، مواجهه با زخم ها و گره های گذشته وجود داره و همین گره ها هستن که به تصمیمات ما جهت میدن.