در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

باید دید
کشیش نباید به همین راحتی میمیرد باید زجر میکشید جان اسنو هم همیشه مثل پشه میمیره لامصب
دنیا میتونه جای بدی باشه
این فیلم دنیای کثیفی رو بهم نشون داد که هیچ وقت دوست نداشتم باهاش رو برو بشم یا برای خودم انکارش میکردم متنفرم که اینو میگم این جور اتفاقا حتی صد هزاربار بد ترش توی جامعه ما وجود داره که اکثر ما سعی داریم برای آرامشمون اونو در پستوهای ذهنمون پنهان کنیم و نادیده بگیریم😔
فوق العاده غم انگیز فقط نمیدونم چرا داستان از اخر به اول بود