آنتونی بوردینِ ۱۹ ساله به پراوینستاون سفر میکند و ناگهان خود را در دنیای پر هرجومرج آشپزخانهی یک رستوران مییابد. این اتفاق، آغازی بر تابستانی است که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
آنتونی بوردینِ ۱۹ ساله به پراوینستاون سفر میکند و ناگهان خود را در دنیای پر هرجومرج آشپزخانهی یک رستوران مییابد. این اتفاق، آغازی بر تابستانی است که مسیر زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان ظهور و سقوط تبهکار بدنام شیکاگو "آل کاپون" که کنترل مناطق زیادی از شهر را در آن سالها بدست داشت...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
دختری مجارستانی رویای فتح دنیای شطرنج مردان را در سر میپروراند. او پس از یک مبارزهی ۱۵ ساله علیه گری کاسپاروف، قهرمان جهان، و پدر سلطهگر خود، فرهنگ مردسالارانهی این ورزش را دگرگون میکند و به یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ و برترین شطرنجباز زن…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شهروند نمونه، پدر فداکار، شوهر دوست داشتنی و قاتل سریالی جان وین گیسی.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در سال 1945، موسولینی دیکتاتور ایتالیای فاشیست و متحد نزدیک هیتلر با شکست روبرو شد. در تلاش ناامیدانه برای جلوگیری از دستگیری، او سعی کرد با معشوقه خود کلارتا پتاچی از کشور فرار کند، اما پارتیزان های ایتالیایی در مسیر هستند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در دوران جنگ سیساله، سربازی مرموز وارد روستایی پروتستان و دورافتاده میشود و ادعا میکند وارث یک مزرعه قدیمی است. او تلاش میکند در میان مردم روستا جایگاهی پیدا کند، اما هویت واقعیاش را پنهان کرده و خود را مرد معرفی میکند. این راز، مسیر…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از آنکه گودارد جوان برای مجله معتبر کایه دو سینما، مقاله مینویسد، به این نتیجه میرسد که بهترین راه نقد در سینما، فیلمسازی است. برای همین سعی میکند یک فیلم با بوجه کم درباره یک زوج گانگستر بسازد و...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان واقعی یک جوان ۱۶ ساله به نام (رابین لی گراهام با بازی جوزف باتز) که به تنهایی با یک زورق کوچک به نام "کبوتر" بهسراسر جهان سفر می کرد. وی در سفر با افراد مختلفی دیدر کرده و عاشق فردی می شود که...
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
جالب نبود. فیلم براساس زندگی نامه ی یک ترانه سراست که خیلی داستان خاصی ندارد . آنقدر دیالوگها طولانی و برخوردها قابل پیش بینی است که حتی روی دور تند هم آدم را خسته میکند
خیلی قشنگ بود آفرین من با این فیلم به قدرت بازیگری ایتان هاک پی بردم
ریتم فیلم بر اساس نیاز داستان کند است ، بازی ها عالی ، خیلی غمگین و اثرگذاره اگر دنبال فیلمی هستید که ذره ذره بیننده رو در لایه های درون یک انسان ببره و در آخر به شدت باهاش حس همدردی و درک مشترک داشته باشید ، خیلی مناسبه
این روزا سینما واقعا به چنین فیلمهایی نیاز داره، ممنون آقای لینکلیتر
زمانی که دیگر دست از امید شسته ای زمانی است که به ناگاه " لحظه شهود" * دوباره برمیگردد زمانی که دوباره پرده جادویی سینما میدرخشد "ماه آبی " سیل واژه های غنی آمیخته با زیباترین اجرا ، آنچه سینما باید میبود . اگر توانی مانده از جنگ بزرگ روزمره ، اگر در ته تونل تاریک هر روز، کورسویی هست، لباسها را بتکانید و ده ها مونولوگ زیبای این شاهکار را در دفترچه کوچک کنار دستتان بنويسيد و بدهید قابش کنند در دیوارهای مغزتان و به یاد بیاورید نمایش دوپرده ای نقش اول فیلم را در حال دست شستن در جایی که همه دست میشویند : " بازی تمام شد، احمق جان".
این جور مواقع است که باید گفت زنده باد سینما ، سینمای فراتر از گیشه و هیجانات کاذب ، سینمایی عمیق و روانکاوانه و انسان محور