داستان فیلم حول محور مردی به نام لطیف میچرخد؛ یک آدمکش حرفهای که باورهای مذهبی عمیقی دارد و همزمان تلاش میکند میان شغل خطرناک خود، ایمان شخصی و مسئولیتهایش بهعنوان یک پدر تعادل برقرار کند. پس از مرگ همسرش، او سفری پرخطر را در شهر…
جزئیات و تماشا ←

دوسش نداشتم… خسته کننده بود
عالی بود
آخرش چیشد کاش به هم میرسیدن🥹
شاید همه ما این رو تجربه کرده باشیم! ولی واقعیت ش اینه که دنیا جوری عوض شده که دیگه با چند ساعت در شب نمیشه کسی رو شناخت و از اون مهمتر برای زندگی انتخاب کرد! ولی جالبیش به این بود که با اینکه میدونست شوهرش بهش خیانت کرده! خیانت خودش رو در چند بوسه و ۶ ساعت چرخ زدن شبانه در نیویورک جمع کرد و برگشت به اون زندگی!
معرکه بود یه بار با زیرنویس دیدم یه بار هم با دوبله… واقعا از دیدنش لذت برم… ولی ای کاش آخرش جور ديگهای تموم میشد… کاش بهم میرسیدن