در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

این فیلم فقط زیبایی بصری داره و پر از دیالوگ های سنگین و حوصله سربر بود. استاد فیلم پسرش رو میخواست نجات بده ولی بنظرم نتونست،چون فیلمنامه اونقدر کشش نداشت که جذابیتش رو حفظ کنه
لوکیشن های فیلم خیلی قشنگن و زیبایی بصری زیادی داره ولی بابت داستان به سختی تونستم تمومش کنم و اصلا پرکشش نبود. د لوییس فقط باعث شد که این فیلمو تا تهش ببینم
قبول دارم فیلم خاصیه هرکسی نمی پسنده. ولی بازیها از همون اول چشمگیره، د لوییس بی نظیره مخصوصا وقتی داره خاطره روبرو شدن با کشیشی ک تو بچگی بهش تجاوز کرد و تعریف میکنه با اینکه داره دروغ میگه، ولی چون انقدر با جزئیات ساخته بود، میتونستی با دیالوگها و شور و حرارت کلامش تک ب تک لحظه ها رو با چشم بسته ببینی. ی بار دیگه هم این لحظه ها تکرار میشه، وقتی داره اتفاقهایی ک در جنگ براش اتفاق افتاد رو واسه برادرش تعریف میکنه بازم تو رو با تمام وجود با خودش همراه میکنه. البته د لوییس قبلا تو فیلم لینکلن این مهارتشو ب رخ کشیده بود
بازیها خوب بود، کارگردانی هم خوب بود، چشماندازهای طبیعی خیلی باشکوه بود و خوب میزانسن شده بود طوری که باعث میشد آدم فیلم رو تا انتها ببینه اما فیلمنامه ضعیف بود و به نظرم نتونسته بود کارو دربیاره.
بیشتر شبیه کارهای کیشلوفسکی بود. در کل بازی هر دو نفر عالی بود