پس از سقوط هواپیما در مناطق دورافتاده آلاسکا، جیمز بلمونت، افسر سابق نیروهای ویژه، همراه سگ نظامیاش اودین در دل طبیعت خشن گرفتار میشود. آنها برای بازگشت به تمدن باید با سرمای شدید، گرسنگی و خطرات ناشناخته طبیعت دستوپنجه نرم کنند؛ در حالی که پیوند…
جزئیات و تماشا ←

گاهی خیلی ساده می توان دوست داشت ولی عاشق نشد و گاه فقط می توان عاشق شد و دنبال رو غریزه شد. خیلی زیبا عشق و دوست داشتن در این شاهکار ترسیم شد.
این فیلم عاشقانهای نیست که بخواد عشق رو زیبا و رؤیایی نشون بده. بیشتر شبیه اینه که عشق رو زیر نور سرد یه چراغ بزاره و از نزدیک نگاهش کنه؛ با تمام سادگی، خامی، سوءتفاهمها و زخمهاش.
«فیلمی کوتاه درباره عشق» واقعا یک شرح کوتاه از عشق بود. این فیلم درباره ضعف عشق نیست و به خوبی نشون میده که عشق میتونه حتی سختترین آدمها رو تغییر بده. کسی که در ابتدای روایت فیلم، عشق رو انکار میکنه و اون رو در حد واکنشهای بدن میدونه چنان مغلوب عشق میشه که در پایانبندی فیلم فقط عشق میتونه بهش کمک کنه. یک نکته جالب، قرار گرفتن آدمها در موقعیت مشابه همدیگه است. گاهی تو در خانه او هستی و گاهی او در اتاق تو و همه اینها باید به درک جهان طرف مقابل کمک کنه. مرسی کیشلوفسکی!
فیلم شاهکاره البته برای کسانی که فیلم های فلسفی وعمیق را دوست دارند کیشلوفسکی استاد بود
ین فیلم برخلاف فیلمهای رمانتیک هالیوودی، عشق را به شکلی بسیار انسانی، گاهی سادهلوحانه و گاهی هم آسیبپذیر نشان میدهد. فیلم به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه تصورات ما از عشق میتواند با واقعیتهای تلخ زندگی برخورد کند. در کل گر به دنبال فیلمی هستید که با شما گفتگو کند، شما را به فکر فرو ببرد و جنبههای پنهان و ظریف احساسات را نشان دهد، این فیلم فوقالعاده است