در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←

آخرش جالب بود که خوابشون برده بود ترسیدم که مرده باشند
بد ساخت
بنظرم هم یکش هم دوش بینظیر بودن و کاش بیشتر تو این سبک ساخته شه علاقه پیدا کردم به این سبک
خیلی قشنگ بود
نوستالژی بود واسم ، اما داستانش قشنگ