گرید با انجام بازی واقعیت مجازی Satisfy از بدهی فرار میکند. او با باز کردن قفل یک کلاس افسانهای، به یک آهنگر افسانهای تبدیل میشود که تجهیزات اسطورهای میسازد. مهارتهای او در زمینهی ساخت سلاحهای پیشرفته، او را درگیر درگیریها میکند و ...
جزئیات و تماشا ←

من هیچ وقت موقع فیلم دیدن گریه نمیکنم ولی با دیدن مرگ دو تا برادر فقط گریه کردم اول ایتاچی ناروتو دوم ایس وان پیس دو تا برادر بزرگتر که برای محافظت از برادرای کوچیک ترشون جونشونو فدا کردن البته برای لوفی ارزششو داشت ولی ساسکه آشغال نه، نفرتم نسبت به ساسکه از ساکورا بیشتر نباشه کمتر نیست دو تا آشغال که جز خودشون کس دیگه ای توانایی تحملشونو نداشت و ناروتو به اون معصومی و پاکی رو ۷۰۰ قسمت بازیچه لجبازیا و حماقت خودشون کردن متنفرم ازشون
۲ بار تا حالا دیدشم بار دوم تو این مدت دیدمش،یه خورده دقت کردم زیاد نکات منفی داشت خیلی جاها فلش بک میزد به تکرار شخصیت ویلنش جالب نبودن مثلا اوبیتو وسط جنگ تصمیمش عوض میشه به نارتو کمک کنه یا ناروتو با ۶ تا بدل ناگاتو میجنگه به خودش میرسه با حرف راضیش میکنه تسلیم میشه تازه تا کساییم که کشت زنده کرد یا ایتاچی عجیب بود کارایی که کرده بود به خاطر دهکده خانواده خودشم کشت بعد تو حنگ معلوم هم از هم سو استفاده کردن مادارا از اوبیتو زتسو سیاه از مادارا کل آکاتسکی عجیب بود اصلا بعد تو گذشته نشون میدن مادارا زتسو سیاه خلق کرد که اردشه چطور بچه کاگویا در اومد فایتشونم نارتو ساسکه با کاگویا زیاد جالب نبود البته اون قسمت که نارتو تکنیک اغوا معکوس میزنه واقعا عجیب بود در کل نارتو قشنگه فقط عی کاش ویلنای بهتری داشت قسمت ۴۶۹ خاطره جالبیه اهل دلاش میفهمن
یه فکت که ناروتو رو بهترین انیمه قرار میده اینه که تمام ویلن های تمام انیمه ها دنبال قدرت و شهرت و جایگاهن ولی فقط ویلن های ناروتو ان که همشون دنبال صلح هستند
من هنوز به شیپودن نرسیدم. ولی حرفی که میزنی تقریبا اشتباهه. مهم تر از هدف شخصیت، ذهنیت شخصیته. من اگه به دنبال صلح باشم چون صرفا نویسنده خواسته یا برعکس اگه دنبال نابودی باشم چون صرفا این به اصطلاح هدف من ابزاریه که نویسنده ازش برای جلوبردن داستان استفاده میکنه به نظرم ذره ای ارزش نداره. ولی اگه نویسنده شخصیت رو فدای داستان نکنه، یا داستان رو فدای شخصیت نکنه و هم شخصیت ها و هم خطوط داستان همدیگه رو تکمیل کنن به نظرم خیلی ارزشمنده. بازم میگم من هنوز به شیپودن نرسیدم و نظری که دادم ربطی به ناروتو نداره، کلا نظرم راجع به تمام آثار هست. مثلا ویلن انیمه ی مانستر دنبال صلح و آزادی نیست، ولی کارهایی که میکنه و اهدافش کاملا با شخصیت پردازیش سازگاره. یا مثلا ویلن اصلی مانگای برسرک. رفتار این شخصیت ها صرفا برای پیشرفت داستان یا شوک کردن مخاطب نیست، رفتارشون دقیقا از دل شخصیتشون میاد و با منطق روانشناسیشون جور در میاد. اسم نمیبرم که پیش زمینه ای برای کسی که ندیده ایجاد نشه.
ویلن های ناروتو به قدری داغونن که لیاقت این کلمه رو ندارن تو سری کلاسیک که ویلنی وجود نداشت تو شیپودن اولیش و اخریش اکاتسکی بود که اونام از دم یه مشت فریب خورده بودن اولیش ناگاتو که استادشو میکشه و دهکده رو نابود میکنه بعد ناروتو باهاش یکم درد دل میکنه یهو ادم خوبی میشه میاد سمتش. نه انتقامی نه چیزی ادم خندش میگیره. دومیش اوبیتو که پدر مادر ناروتو و رفیقش نجی رو میکشه و با این حال ناروتو بجای انتقام میره باهاش رفیق میشه دوباره(ایندفعه ادم باورش نمیشه) مادارا هم ک بیشتر همه فریب خورده بود یه زتسو اومد راحت کارشو ساخت رفت اینم ابهتش پودر شد خلاصه نه شخصیت درست داره و ن ویلن درست, اکشن هاشم که خالی از هیجانن تو به حساب جنگ نهاییشون هیچ شخصیت مهمی نمرد حتی مایت گای هم که دروازه مرگ رو باز کرد که قطعا باید میمرد, باز زنده موند محاله همچین چیزی بهترین انیمه جهان باشه.
داداش حق گفتی ولی خالی از لطف نیست که جزو بهتریناس
بستگی داره زاویه دیدت به داستان و انیمه چطور باشه انیمه ی خیلی خوبیه
هنوزم بهترینه
از عرش به فرش = زندگی ناروتو
منظورت از فرش به عرشه؟