یک برخورد اتفاقی، جرقهی رابطهای عاشقانه و فراگیر را در زندگی مایا روشن میکند و آیندهاش را به طور ناگهانی دگرگون میسازد. این اتفاق، او را راهی سفری غیرمنتظره برای دوباره عاشق شدن و زندگی کردن میکند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
یک برخورد اتفاقی، جرقهی رابطهای عاشقانه و فراگیر را در زندگی مایا روشن میکند و آیندهاش را به طور ناگهانی دگرگون میسازد. این اتفاق، او را راهی سفری غیرمنتظره برای دوباره عاشق شدن و زندگی کردن میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شیوام، خلافکار سابقی است که میکوشد از گذشته تاریک خود فاصله بگیرد، اما پس از ناپدید شدن آلیا، دختربچهای یتیم که به او وابستگی عاطفی پیدا کرده، بار دیگر وارد دنیای جنایت میشود. او میفهمد که آلیا قربانی قاچاق انسان شده و برای نجاتش…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم درباره مردی به نام Digger است که از قدرتمندترین افراد جهان به شمار میرود. پس از آنکه اقدامات او به وقوع فاجعهای در مقیاس جهانی منجر میشود، تلاش میکند خسارتهای ایجادشده را جبران کند و جایگاه خود را بهعنوان یک قهرمان دوباره به…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک راننده تاکسی اینترنتی توسط خلافکاری فراری که از دست رئیس باندش می گریزد، گروگان گرفته می شود؛ اتفاقی که زنجیره ای از حوادث خطرناک را رقم می زند و جان هر دوی آن ها را به خطر می اندازد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«وندی» زمانی دچار سردرگمی عاطفی میشود که دوستپسرش، جک، پیشنهاد میدهد مدتی از رابطه فاصله بگیرند. در این دوران، او بهطور اتفاقی دوباره با عشق سابقش، چاک، روبهرو میشود؛ مردی ماجراجو و غیرقابل پیشبینی که احساسات گذشته را در او زنده میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در شهر بندری دورافتادهای به نام Hope اتفاق میافتد؛ جایی که یک کشف مرموز در حومه شهر، آرامش ساکنان را برهم میزند. نیروهای پلیس و مردم محلی خیلی زود متوجه میشوند که با چیزی روبهرو هستند که پیش از این با آن مواجه…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در یک مراسم خیریه مجلل که چهرههای مشهور و ثروتمندان در آن حضور دارند، گروهی افراطی به رهبری جون وارد مراسم میشوند و چند نفر را گروگان میگیرند. آنها باور دارند برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ و تحقق یک پیشگویی، باید سه نفر قربانی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زمانی که پسر یک نامزد شهرداری لس آنجلس ربوده میشود، او و همسرش تنها چند ساعت فرصت دارند تا پول باج را آماده کنند. از آنجایی که بیشتر پولشان صرف کمپین سیاسیاش شده، آنها مجبور میشوند دست به کارهای خلاف بزنند و جنبهای تاریک از…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
به نظر من عشق ؛ یک دریا یا اقیانوس طوفانیه ؛ و اگه قایق یا کشتیه عزت نفس و اعتماد به نفست به دادت برسه ، سعادت و عاقبت بخیری نسیبت میشه
فیلم رو حالا تماشا کردم و برداشتی که من ازش داشتم این هست که اون آدمی که باهاش در رابطه هستی میتونه خیلی ناپایدار تر از اون چیزی باشه که حتی فکرشم بکنی و تام با نظر سامر موافق بود ( همونجا که سامر راجب جدی نبودن رابطشون صحبت میکرد ) و خب میشد قطعا متوجه شد تام با این نظرش موافق نیست و باید حتما باهاش صحبت میکرد و اگه هم مشخص میشد که دیگه نمی تونن ادامه بدن ، داستان اینجوری پیش نمیرفت ( میخوام بگم اگه موقعیتی مثل تام داشتید با طرف مقابل صحبت کنید حتی اگه اصلا نمی تونید پیشبینی کنید که طرف مقابلتون چه واکنشی میده یا حتی چه حرفی رو میزنه ) و نمی تونم از این بگذرم که رفتار سامر هم درست هست یا نه چون از دیدگاه من رفتارش درست نیست ، چون اون نمی خواست هیچ برچسبی بهش بخوره و به قول خودش این ازادیه ولی این درست نیست از نظر من ، وقتی با یکی آشنا میشی ، دوست هم دیگه هستید و وقتی با هم رابطه جنسی و عاطفی برقرار میکنید علاوه بر اون دوستی که با طرف دارید ، یعنی اینکه اون فرد با تمام افرادی که اطراف شما هستند فرق میکنه و قطعا سامر نمی خواست دوست دختر تام باشه وگرنه که خودش رفت ازدواج هم کرد و تام بالاخره تونست از گذشته بیاد بیرون و برای فردی که تمام مسیر و دیدگاه اون رو نسبت به عشق تغییر داد ( چه تغییرات مثبت و منفی ) برای اون آرزوی خوشبختی بکنه
شاهکار جدی خوشحالم که این فیلم رو دیدم درس زندگی بهم داد ولی خیلی غم انگیز بود
فیلم خیلی قشنگی بود و پیام مهمی هم داره، ولی کسایی که دارن از تام دفاع میکنند و علیه سامر گارد گرفتند کلا هدف فیلم رو اشتباه متوجه شدند، و واقعا غم انگیزه که طرز فکر این همه آدم انقدر سطحیه. تام یک ورژن خیالی از یه دوست دختر بی نقص رو توی مغذ خودش ساخته بود و به جای این که سامر رو به عنوان یک فرد مجزا که اهداف و زندگی ای برای خودش داره نگاه کنه، فکر می کرد که تنها دلیل وجود داشتن سامر اینه که داستان زندگی تام رو جلو تر ببره. این طرز فکر، حاصل چیزی بود که توسط فیلم ها و آهنگ هایی که بهش گوش می داد درست شده بود، انتظارات غیر واقع گرایانه از روابط عاشقانه بین دو نفر. پیشنهاد میکنم توی گوگل راجع به manic pixie dream girl مطالعه کنید. شما باید متوجه بشید که کل فیلم از زاویه دید تام تعریف می شد، اصلا اگه دقت کنید میبینید که سامر از همون اول رک و رو راست می گفت که دنبال چیز جدی ای نمیگرده. بیشتر جاهای فیلم تام حتی به حرف هایی که سامر میزنه اصلا گوش نمی کنه. از همه اینها میتونست جلوگیری بشه اگه تام فقط گوش میداد و در واقع اینها همه ش تقصیر تام بوده. این حرف من نیست، حرف نویسنده و کارگردان این فیلمه! در کل می تونم بگم یکی از فیلم های مورد علاقه م هستش. دوباره تکرار می کنم، حرف هایی که زدم توسط خود نویسنده و کارگردان گفته شدند.
چه تحلیل خوبی 👍👍
بقول دوستان : فیلم ترسناک بود بیشتر ، یه فیلم غم انگیز بود یعنی واقعا یکی از ترس های من همینه ، مگه شوخیه آخه … بری ، عاشقش کنی ، بعد ولکنی !! کاری که دختره کرد باعث شد آخر داستان پسره این تصمیم رو بگیره ، مرزها و فیلترهاش رو بیاره پایین … اصلا عشق چیه ؟ ترشح هورمون هاست یا کشش جنسی یا پُر شدن خلاء های عاطفی ویا عادت .