یک زندانی در حال مرگ، به آخرین تابستان آزادی اش در سال ۱۹۸۶ فکر می کند؛ زمانی که با زنی و پسرش، در میان گل های هوسنکا زندگی می کرد. با نزدیک شدن مرگ، یکی از همین گل ها او را در خاطرات گذشته اش…
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
یک زندانی در حال مرگ، به آخرین تابستان آزادی اش در سال ۱۹۸۶ فکر می کند؛ زمانی که با زنی و پسرش، در میان گل های هوسنکا زندگی می کرد. با نزدیک شدن مرگ، یکی از همین گل ها او را در خاطرات گذشته اش…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سه کودک شب را در خانهٔ پدربزرگشان می گذرانند. برای پر کردن جای خالی مادربزرگ که قصه گوی دوست داشتنی خانواده بوده، هرکدام داستانی از خیال خود می سازند و در این شب به یادماندنی، جادوی تخیل را کشف می کنند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از سالها شکست در تلاش برای گرفتن «رودرانر» و خراب شدن نقشههایش بهخاطر محصولات شرکت ACME، کایوت تصمیم میگیرد از این شرکت شکایت کند. او با کمک یک وکیل به نام کوین اِیوِری وارد نبردی حقوقی با شرکت ACME میشود؛ نبردی که پای منافع…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان دختر کوچکی که یک گربه در حال مرگ را نجات داده و شروع به صحبت کردن با او میکند که…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در منطقه پنهان یوشیوارا، گینتوکی و دوستانش توطئهای را کشف میکنند که ساکنان مظلوم را مجبور به مبارزه برای آزادی، عزت و امید میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در زمانهای خیلی دور کسایی زندگی میکردن به نام «اشراف»، که نژادی باستانی از موجوداتی ماوراءالطبیعه و جاویدان بودن. اونارو به عنوان حکمرانان و خدایان مورد احترام قرار میدادن. در میان این اشراف یکی بود که بهش میگفتن «نجبا» (به معنی نجیب زاده)، اون یک…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
گربهای باید دربارهٔ قتلهای بیرحمانهٔ گربههای دیگر در محلهای که به همراه صاحبش به آنجا نقل مکان کرده است، تحقیق کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در این قسمت ملوان زبل و الیو سفری سیاحتی را در آفریقا شروع می کنند. یکی با تفنگی در دست و دیگری با یک دوربین در دست. بلوتو هم شخصیت تارزان را دارد و . . .
جزئیات و تماشا ←
برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید