«هنک مالون»، سرباز سابق نیروهای ویژه، بهعنوان پیک کار میکند و مأمور میشود یک کبد اهدایی حیاتی را به بیمارستان برساند. او همراه «بن بیشاپ»، پیک پزشکی، وارد مسابقهای نفسگیر با زمان میشود؛ اما یک گروه جنایتکار نیز به دنبال همان محموله است و این…
جزئیات و تماشا ←

آره خب یهویی تموم شد .. ولی خیلی زرد میشد اگه میخواست تا تهههههه داستانو نشون بده یه جورایی خلاقیتش تو تموم کردن داستانو دوست داشتم .. و یه چیز خیلی مهم یاد داد .. توجه افراطی به ظاهر باعث میشه باطن و از دست بدی 🙂 من حاضر نیستم شخصیتمو با هیچچیز عوض کنم ..
نکته های آموزنده داشت و در کل مناسب دوستان جَوون و اونایی بود که اعتمادبه نفس ندارن. با چاشنی تخیل و فانتزی
اخرش خیلی یهو تموم شدولی در کل خوب بود
واقعا همینه دنیا و معیارهاش کاری کرده که ما خودمون رو زیبا ندونیم . قشنگ بود جلوه های ویژه ی ضعیفی داشت فقط.
خیلی قشنگ بود نمرهش واقعا باید بالاتر میبود