«کاتری» پس از مرگ مادرش دوباره با سرپرست سابقش، آمزیا کینگ، که یک زنبوردار و موسیقیدان در روستایی در اوکلاهاما است، ارتباط برقرار میکند. آمزیا تلاش میکند رابطهای دوباره با او بسازد و کاتری را وارد کسبوکار خانوادگی تولید عسل کند؛ اما رقبا و افراد…
جزئیات و تماشا ←

یاکوب که از کودکی به عنوان یک کودک نامشروع از طرف پدر طرد، و از طرف مادرش هیچ محبتی نمیدید (در واقع یاکوب نماد مردمان تهی دست طرد شده از جامعه هم هست)، ناخودآگاه خود را در نوعی مبارزه با پدرش (که نماد سرمایه دار و افراد قدرتمند جامعه هست) میبینه و در این راه رفته رفته، مثل پدرش عشق و انسانیتش رو از دست میده. درست یادآور جمله معروف نیچه: آنکه با هیولا میجنگند باید مراقب باشد که خود بدل به هیولا نشود. اگر مدتی طولانی به پرتگاهی بنگری، پرتگاه نیز به تو چشم میدوزد.
باشکوه وبی نظیر تامام