مردی که در کودکی توسط مادرش رها شده بود، سالها بعد قسم میخورد که از مادر و خانواده جدیدش انتقام بگیرد، در حالی که ناخودآگاه عاشق دخترخواندهاش میشود.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
مردی که در کودکی توسط مادرش رها شده بود، سالها بعد قسم میخورد که از مادر و خانواده جدیدش انتقام بگیرد، در حالی که ناخودآگاه عاشق دخترخواندهاش میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک نابغهٔ ریاضیِ سردرگم در رستورانی مشغول به کار میشود و میبیند که زندگیاش رو به بهبود میرود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
آراس ۱۷ ساله در جستجوی برادرش دمیر است که پس از مرگ والدینشان به فرزندی پذیرفته شد. با دریافت خبری ناشناس، او به بدروم میرود و با خانواده قدرتمند آرکایا روبرو میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
سلیم در مواجهه با طلاق، متوجه میشود همسرش میرا به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و برای بازگرداندن او میجنگد. اما با زنده شدن عشق گذشته و برملا شدن رازها، پیوند شکننده آنها بین عشق، وفاداری و فرصتهای دوباره مورد آزمایش قرار میگیرد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از مرگ پسر «پاملا وورهیز»، رازی تاریک از گذشتهی او برملا میشود؛ درست در زمانی که اجسادی در سراسر شهر آرام «کریستال لیک» پیدا میشوند...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان یون سو، زنی را روایت میکند که در خانوادهای سنتی و محافظه کار بزرگ شده و در یک شرکت بازاریابی کار میکند و تمام عمرش را با حفظ پاکدامنی گذرانده است. وقتی با مدیرعامل یک شرکت تولید...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
این سریال که در دوران استعمار ژاپن در گیونگسونگ اتفاق میافتد، داستان گا گیونگ، بااستعدادترین جیببر شهر را دنبال میکند که با ارتش استقلال معاملهای خطرناک انجام میدهد و مخفیانه در دولت-ژنرال...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
ویژن در تلاش برای بازیابی حافظه و انسانیت خود، با چالشهای بسیاری روبروست.
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
اول دیالوگ های آموزنده ☆ چیزی که دوست داری انتخاب کن و انتخابت دوست داشته باش . ☆ فقط میترسم وقتی ببینمت دلم نخواد دیگه بمیرم . ☆ بعضی وقت ها ما فقط بخاطر اینکه یک نفر خیلی دوست داریم دست به کارهای اشتباه میزنیم . ☆ یک خانواده خوب به دنبال رفاه و آسایشه . ☆ از قدیم میگن آدم اگه به کسی اهمیت نده اذیت نمیشه . بررسی سریال ☆تماشای این سریال چسبید ؟ بله واقعا به من چسبید . چون رو مودش بودم . و فکر کنم تماشای سریال بدون دانستن وضع تاریخی اون موقع درکش مشکله . ( دوره تریاک چین یا عصر تحقیر – یوتیوب بی پلاس مطالب مربوط به چین ببینید ) ☆ فیلمنامه چطور بود ؟ به نظر من خوب بود چون تا قسمت آخر پتانسیل تماشا ایجاد کرد ، مهیج بود ، فقط رو وقایع تاریخی نبود که آدم حدس بزنه تهش چی میشه ، پایان باز داشت ، ترکیب خوبی از جنگ و عشق درست کرده بود که از خشونت جنگ بکاهه . صحنه های جنگ هم به اندازه بود و زیاده روی نکردن . ☆نقد شیائو بی چن بی چن قبل از اینکه عضو ارتش بشه و راه پدرش دنبال بکنه خودش گفت عیاش ، بی کفایت و لجباز بودم اما بعد از ارتش باهوش ، مسئولیت پذیر ، وطن پرست ، درد مردم براش مهم باشه ؛ از قبل عاشق لین هانگ جینگ بود ولی عشق یه طرفه داشت چون اون موقع هانگ جینگ عاشقش نشده بود . دو تا مشکل داشت تو رابطه اش با هانگ جینگ کم صبر بود و پرخاشگری میکرد ، بعضی وقت ها مغرور و و لجباز بود ولی از اون طرف وفادار بود ، بارها از خودگذشتگی کرد . حمایت میکرد از همسرش که کار بکنه و کمک هم میکرد . اما مشکل این بود که خشت اول کج گذاشته بودن وقتی صحبت از ازدواج قراردادی و قبولش شد . عاشق بود واقعا هم عاشق هانگ جینگ بود ولی به هر حال آدمه و خطا داره و کم هم نداشت خطا در مقابل هانگ جینگ . چیزی که دلم میسوزه اینکه مسئولیتی که رو شونه هاش بود سنگین بود و وقایع داشت لهش میکرد به بدترین شکلی که هر آدمی میتونه له بشه . ☆ نقد لین هانگ جینگ هانگ جینگ در وضعیتی به خانه دوست پدرش آمد که پدرش زندانی بود و سرنوشت نامشخصی انتظار او را می کشید ، مادرم که نداشت ، واقعا تنها بود . از اون طرف مورد زورگویی بی چن قرار گرفت ، دزدیده شد ، مورد آزار جنسی قرار گرفت ، تو مدرسه اذیتش میکردن . به هر حال تنها و در جمع غریب بود . هانگ جینگ ادبی و جدی و علاقمند به امور فرهنگی و رشد دختران و خلاصه دغدغه اجتماعی داشت و از اونطرف با بی چن طرف شد که عاشقش بود ولی هانگ جینگ حسی بهش نداشت و بعدا یواش یواش عاشقش شد . لین هانگ جینگ در رابطه اش با بی چن مرتکب خطاهای یکی از یکی بدتر شد مثل فرار از خونه با وجود اطلاع از اینکه شوهرش روی مو زی ژنگ حساسه و اینطوری واقعا به بی چن صدمه زد . تو کیس مرگ پدرش به غریبه بیشتر از شوهرش اعتماد کرد . اون صحنه رو دید که فنگ چی ، بی چن بغل کرده ولی بازم باهاش دوستی میکرد عجیب بود واقعا ! اشتباهات هانگ جینگ بزرگ بود ولی هانگ جینگ هم آدم بود خطا داشت و خانواده شیائو هم کم دشمن نداشت و فنگ چی روانی هم واقعا داشت برنامه ریزی می کرد برای بهم ریختن زندگی اینا . ☆ بی چن و هانگ و جین عشق شون واقعی بود با وجود تمام مشکلات و سوءتفاهم ها هر دو طرف خواستن که با هم باشن . این عشق حقیقیه . ❤️ ولی از حق نگذریم بی چن عاشق تر بود . 😍 ☆ از تماشای سریال بسیار لذت بردم و واقعا دوسش داشتم . 👍