شاه شیطان شکست خورده و گروه قهرمانان پیروز به سرزمینشان بازمیگردند و پیش از از هم پاشیدن، از مسیر دهسالهشان یادآوری میکنند. چهار نفر: جادوگر فریرن، قهرمان هیمل، کشیش هایتر و جنگجو ایزن در موقعیتی که باید از یکدیگر خداحافظی کنند، یادی از روزهای گذشته دارند. اما جریان زمان برای الفها متفاوت است بنابراین فریرن شاهد مرگ یکی پس از دیگری همراهانش میشود. پیش از مرگ، هایتر شاگرد جوان انسانی به نام فرن را به فریرن سپرد. الف علاقهمند به جمعآوری جادوهای گوناگون بود و زوج به سفری پرتلاطم بدون هدف مشخص روی آوردند و مکانهایی را که ابرقهرمانان گذشته بازدید کرده بودند، بازدید کردند. در این سفرها، فریرن تدریجاً با غم فرصتهای از دست رفته برای صمیمیتر شدن با فرادستانش روبهرو میشود.
خیلی زیاد دوستش دارم 🥹 واقعا متفاوت و قشنگ بود
انیمه خیلی خوبی بود و قشنگ ادم رو توی صحنه های متفاوقت غرق میکنه ولی فصل ۲ ضعیف تر از فصل ۱ بود از لخاظ داستانی
نظر فصل یک، ایده داستان اینه که بعد تموم شدن مبارزه با پادشاه شیاطین چه اتفاقی میوفته و اینکه چی میشد اگر شیاطین برخلاف خیلی از انیمه های همین سبک کاملا بی رحم و رباتیک تر باشن و هیچ احساسی نداشته باشن و اینکه الف ها تقریبا جاودان باشن برخلاف خیلی از انیمه های دیگه که الف ها تو 800 سالگی انگار 80 سالشونه ولی اینجا تو 800 سالگی انگار 20 سالشه.
برای منی که انیمه های مختلفی میبینم، این انیمه برا من حس آرامش داره. معمولا انیمه ها مخصوصا شونن ها حالت هیجانی با فایت هایی دارن که آهنگ پس زمینه اشون تو رو هم به وجد میاره. اما این انیمه هم به جهت بصری، هم داستانی که فایتی رو باهاش همراه میکنه و هم اهنگش، تو رو توی یه حالت ریلکسی میذاره. شاید مشابه این حس رو از فصل دوم وینلند ساگا گرفه بودم اما خب فریرن از اول این حس رو داره و خوبه.
دیدنش باعث شد بتونم از لحظات عادی زندگی مثل بارید بارون، صدای پرنده و… خیلی بیشتر لذت ببرم قطعا بهترین انیمه ای که تا الان تو زندگیم دیدم
برای من هم همینه فریرن همیشه رفیق راهه بعد از ماجرای کیمرا در برادران تمام فلزی بیشترین گریه بچگانه من پای این انیمه بوده چون یادم داد با هر چه که هست خوش باشم خاطره بسازم.🙂