گرید با انجام بازی واقعیت مجازی Satisfy از بدهی فرار میکند. او با باز کردن قفل یک کلاس افسانهای، به یک آهنگر افسانهای تبدیل میشود که تجهیزات اسطورهای میسازد. مهارتهای او در زمینهی ساخت سلاحهای پیشرفته، او را درگیر درگیریها میکند و ...
جزئیات و تماشا ←

برای کسانی که این انیمه رو نفهمیدن و میگن آشغاله و یا سطحش پایینه اگه تحلیل انیمه میخوندید احتمالا نظرتون عوض میشد ، این انیمه مصرف گرایی افراطی رو نمایان میکنه ، اینطوری شروع میشه که پسری چوب به دست به سر مردم میکوبه ، این پسر چوب به دست درواقع کپی برداره پسر جوب به دست دنیازی بازی هاست اون توی فضای بازی ها غرق شده و نمی تونه مرز واقعیت رو تشخیص بده پسر چوب به دست اصلی در اصل وجود خارجی نداشت یه موجود فانتزی بود که از درد و رنج مردم تغذیه میکنه پسر کپی بردار براساس قوانین بازی ای که توش گیر کرده با ضربه زدن به سر مردم میخواد که اونارو از شر مشکلاتشون خلاص کنه روی طرف سکه عروسک صورتی مارومی بود اون مردم رو از دنیای واقعی خودشون دور میکرد یه دنیای خیالی برای اونا میساخت که اونا دیگه مجبور نباشن با مشکلات زندگیشون کنار بیان این وقتی همه گیر شد که کارخانه تولید عروسک نسخه های بیشتری از مارومی تولید کرد مارومی اینجا یعنی فروش آرامش، توی انیمه میبیند که هرکسی با مشکلاتی دست پنجه نرم میکنه و نیاز به ارامش داره وقتی مارومی اونارو تحت کنترل گرفت ماده سياهی آخر شهر رو پر کرد این ماده سياه از خود بی توجهی مردم به زندگی واقعی شون شکل گرفته بود وقتی همه جارو گرفت به این معنی بود که پایه های مرز واقعیت و رویا شُل شده
بهظر میاد داره سعی میشه تو نظرات سریال رو خیلی عالی جلوه بدن اما خودشون هم معتقدن جز اثار متوسط بحساب میاد و دیسلایک ها چیزی رو عوض نمیکنه
شاهکاری دیگر از ساتوشی کن در ژانر روانشناختی !!! حتما ببینید
امتیاز ۶ هم براش زیاده اولش خوب شروع میشه هر چی میری جلوتر احمقانه تر میشه ی داستان ساده رو شدیدا پیچوندن ارزش دیدن نداشت به نظرم
دادا خوبه تو منتقدی چیزی نشدی داستانو پیچوندن چون موضوع پیچیده ست فک کردی جدا پارانوئید مریضی الکی هستش :d بعدم این همه فلش بک به گذشته کاراکترا و حرف زدنا و نشونه هایی ک تو انیمه بود الکی بود پس اره؟