ماتیاس، مدیر تبلیغاتی خسته از مونترال، شغلش را رها میکند و به پرووانس فرانسه میرود تا چوپان شود. او با چالشهای سخت مانند مراقبت از گله، هوای بد و تنهایی روبرو میشود.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
ماتیاس، مدیر تبلیغاتی خسته از مونترال، شغلش را رها میکند و به پرووانس فرانسه میرود تا چوپان شود. او با چالشهای سخت مانند مراقبت از گله، هوای بد و تنهایی روبرو میشود.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
فیلم Tenzing داستان واقعی Tenzing Norgay ، کوهنورد شرپا، را دنبال میکند؛ مردی که رؤیای فتح قله اورست را در سر دارد. او در جریان یک اکسپدیشن با Edmund Hillary همراه میشود و تلاش میکند جایگاه خود را در تیم کوهنوردی بریتانیا به دست آورد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
وقتی بزهکاری به نام "رادهی موهان" عاشق دختری به نام "نیرجارا" می شود مشکلات بسیاری به وجود می آید و...
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک برخورد اتفاقی، جرقهی رابطهای عاشقانه و فراگیر را در زندگی مایا روشن میکند و آیندهاش را به طور ناگهانی دگرگون میسازد. این اتفاق، او را راهی سفری غیرمنتظره برای دوباره عاشق شدن و زندگی کردن میکند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شیوام، خلافکار سابقی است که میکوشد از گذشته تاریک خود فاصله بگیرد، اما پس از ناپدید شدن آلیا، دختربچهای یتیم که به او وابستگی عاطفی پیدا کرده، بار دیگر وارد دنیای جنایت میشود. او میفهمد که آلیا قربانی قاچاق انسان شده و برای نجاتش…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم درباره مردی به نام Digger است که از قدرتمندترین افراد جهان به شمار میرود. پس از آنکه اقدامات او به وقوع فاجعهای در مقیاس جهانی منجر میشود، تلاش میکند خسارتهای ایجادشده را جبران کند و جایگاه خود را بهعنوان یک قهرمان دوباره به…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک راننده تاکسی اینترنتی توسط خلافکاری فراری که از دست رئیس باندش می گریزد، گروگان گرفته می شود؛ اتفاقی که زنجیره ای از حوادث خطرناک را رقم می زند و جان هر دوی آن ها را به خطر می اندازد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
آرجون که وضعیت مالی مناسبی ندارد، تصمیم می گیرد با استفاده از قمار کردن ثروتمند شود. طولی نمی کشد تا او تبدیل به یکی از بزرگان این حرفه شود. او برای سفری کاری به کیپ تاون آفریقا می رود و در آنجا دختری به نام…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند، خواهر و برادری به نام «ایسلا» و «سندی» پس از ناپدیدشدن والدینشان، سالها در انزوا زندگی کردهاند و از سرزمین خود در برابر غریبهها محافظت میکنند. ورود دنیل، کارمند شورای محلی که مأمور انتقال آنها به سرزمین اصلی است، زندگی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«وندی» زمانی دچار سردرگمی عاطفی میشود که دوستپسرش، جک، پیشنهاد میدهد مدتی از رابطه فاصله بگیرند. در این دوران، او بهطور اتفاقی دوباره با عشق سابقش، چاک، روبهرو میشود؛ مردی ماجراجو و غیرقابل پیشبینی که احساسات گذشته را در او زنده میکند.
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
فیلم جذابی بود میشه ساعتی رو با روی و اکساندریا از زندگی خارج شد
تو تمام دختر بچه هایی که تو فیلم های مختلف دیده بودم این از همشون شیرین تر بود کلا فیلم خیلی دوست داشتنی بود
از زمان اکران، فیلم بحث بر انگیزی بود. گروهی اون رو شاهکاری درباره تخیل، قصهگویی و قدرت تصویر میدونستن؛ در مقابل، بعضی منتقدان معتقد بودن شکوه بصری فیلم، فیلمنامهی نهچندان پیچیده رو پنهان کرده و تصاویر خیرهکننده، بیش از اونکه در خدمت روایت باشن، جای خالی اون رو پر کرده. اما این دو نگاه، بیش از اینکه در تضاد باشن، حاصل دو انتظار متفاوتن از سینما . اگر سینما رو پیش از هر چیز رسانهای برای روایت بدونیم، این نقد قابلفهمه؛ اما اگر تصویر رو خودِ روایت بدونیم، سقوط دقیقن از همونجا قدرت میگیره که خیلی ها اون رو قنطهضعفش میدونن. عظمت بصری فیلم نه پوششی برای فیلمنامه، بلکه بخشی از اونه. تصویر صرفن چیزی برای تماشا نیست؛ تصویر، زبانِ قصه ست. همونطور که واژهها در یک رمان روایت رو پیش میبرن، اینجا رنگ، معماری، قاب و میزانسن بار روایت رو بر دوش میکشن. و نکته دیگه ای که وجود داره داستان، انعکاس مستقیم روانِ روی واکره و هر شخصیت یا هر رویداد، بخشی از وضعیت روحی اونه. اما این روایت فقط و فقط متعلق به روی نیست؛ تخیل، خلاقیت و حتی کجفهمیهای کودکانهی الکساندریا مدام اون رو تغییر میدن. او اینکه بدونه، به نویسندهی دوم داستان تبدیل میشه و قصه را وز آنِ خودش میکنه. تارسم سینگ در یکی از مصاحبههاش گفته بود: فیلمی ساختم که داستانش از طریق زبان بدن، شیوهی روایت و از دریچهی نگاه یک کودک تعریف میشه شاید به همین دلیله که شخصیتهای جهان فانتزی، عمق روانشناختی یک درام رئالیستی رو ندارن؛ اونها بیشتر از اینکه شخصیتهایی مستقل باشن، تجسم احساسات، ترسها و آرزوهایی هستند که هر لحظه در ذهن روی و الکساندریا بازآفرینی میشن. بنابراین، بیثباتی روایت نه یک ضعف، که بخشی از منطق درونی فیلمه؛ منطقی که از ذهن یک قصهگو و تخیل یک کودک پیروی میکنه، نه از قواعد واقعگرایی.
فضای سورئال و به شدت چشم نوازی داشت
خسته کننده و بی ارزش