این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←

مشاهدهٔ جزئیات ←
این فیلم جنایی و درام، داستان تد کازینسکی را در دو بازه زمانی روایت میکند؛ از دوران دانشجویی او در هاروارد و شرکت در آزمایشهای روانشناختی، تا سالها بعد که افبیآی در تلاش است هویت و محل اختفای «آنابامبر» را کشف کند.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«جیک هریس»، یک نیروی باسابقه نیروی دریایی آمریکا، دوباره به مأموریت فراخوانده میشود؛ زیرا همرزم سابقش، «الیوت کارتر»، به یک تروریست داخلی تبدیل شده و قصد دارد با بهدستآوردن کدهای هستهای، شبکه دفاع موشکی آمریکا را تحت کنترل بگیرد.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
زنی مبتلا به فراموشی متوجه می شود خانواده ای ثروتمند و یک کسب وکار بزرگ کشتیرانی دارد. او به زندگی ظاهراً بی نقص گذشته اش برمی گردد تا بفهمد چرا همه چیز را رها کرده است.
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
در یک مراسم خیریه مجلل که چهرههای مشهور و ثروتمندان در آن حضور دارند، گروهی افراطی به رهبری جون وارد مراسم میشوند و چند نفر را گروگان میگیرند. آنها باور دارند برای جلوگیری از یک فاجعه بزرگ و تحقق یک پیشگویی، باید سه نفر قربانی…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان شهری ساحلی در اقیانوس اطلس شمالی با تنها ۶۰ نفر جمعیت است که پس از انفجار مرگبار معدن، جیمی برای تأمین مخارج خانوادهاش پیشنهاد کار روی قایق صید خرچنگ عمویش را قبول میکند اما خیلی زود میفهمد که این قایق، پوششی برای قاچاق کوکائین…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
یک زوج آمریکایی، اندرو و دانیلا، به گوا در هند میروند تا دختر چهار سالهای به نام سرواری را که به فرزندخواندگی پذیرفتهاند، با خود به خانه ببرند. اما دختر حاضر نیست پرورشگاه را ترک کند و این زوج را با چالشهای عاطفی و غیرمنتظرهای…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
داستان فیلم در پسزمینه یک درگیری نظامی و در سرزمینی مرزی در آغاز قرن بیستم شکل میگیرد. گروهی از افراد مسلح برای گرفتن انتقام به خانهای دورافتاده میروند؛ خانهای که پزشکی به همراه دختر و پسرش در آن زندگی میکند. این رویارویی، سرنوشت اعضای خانواده…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
«کاتری» پس از مرگ مادرش دوباره با سرپرست سابقش، آمزیا کینگ، که یک زنبوردار و موسیقیدان در روستایی در اوکلاهاما است، ارتباط برقرار میکند. آمزیا تلاش میکند رابطهای دوباره با او بسازد و کاتری را وارد کسبوکار خانوادگی تولید عسل کند؛ اما رقبا و افراد…
جزئیات و تماشا ←
مشاهدهٔ جزئیات ←
پس از سقوط هواپیما در مناطق دورافتاده آلاسکا، جیمز بلمونت، افسر سابق نیروهای ویژه، همراه سگ نظامیاش اودین در دل طبیعت خشن گرفتار میشود. آنها برای بازگشت به تمدن باید با سرمای شدید، گرسنگی و خطرات ناشناخته طبیعت دستوپنجه نرم کنند؛ در حالی که پیوند…
جزئیات و تماشا ←برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید
به نظر من عشق ؛ یک دریا یا اقیانوس طوفانیه ؛ و اگه قایق یا کشتیه عزت نفس و اعتماد به نفست به دادت برسه ، سعادت و عاقبت بخیری نسیبت میشه
فیلم رو حالا تماشا کردم و برداشتی که من ازش داشتم این هست که اون آدمی که باهاش در رابطه هستی میتونه خیلی ناپایدار تر از اون چیزی باشه که حتی فکرشم بکنی و تام با نظر سامر موافق بود ( همونجا که سامر راجب جدی نبودن رابطشون صحبت میکرد ) و خب میشد قطعا متوجه شد تام با این نظرش موافق نیست و باید حتما باهاش صحبت میکرد و اگه هم مشخص میشد که دیگه نمی تونن ادامه بدن ، داستان اینجوری پیش نمیرفت ( میخوام بگم اگه موقعیتی مثل تام داشتید با طرف مقابل صحبت کنید حتی اگه اصلا نمی تونید پیشبینی کنید که طرف مقابلتون چه واکنشی میده یا حتی چه حرفی رو میزنه ) و نمی تونم از این بگذرم که رفتار سامر هم درست هست یا نه چون از دیدگاه من رفتارش درست نیست ، چون اون نمی خواست هیچ برچسبی بهش بخوره و به قول خودش این ازادیه ولی این درست نیست از نظر من ، وقتی با یکی آشنا میشی ، دوست هم دیگه هستید و وقتی با هم رابطه جنسی و عاطفی برقرار میکنید علاوه بر اون دوستی که با طرف دارید ، یعنی اینکه اون فرد با تمام افرادی که اطراف شما هستند فرق میکنه و قطعا سامر نمی خواست دوست دختر تام باشه وگرنه که خودش رفت ازدواج هم کرد و تام بالاخره تونست از گذشته بیاد بیرون و برای فردی که تمام مسیر و دیدگاه اون رو نسبت به عشق تغییر داد ( چه تغییرات مثبت و منفی ) برای اون آرزوی خوشبختی بکنه
شاهکار جدی خوشحالم که این فیلم رو دیدم درس زندگی بهم داد ولی خیلی غم انگیز بود
فیلم خیلی قشنگی بود و پیام مهمی هم داره، ولی کسایی که دارن از تام دفاع میکنند و علیه سامر گارد گرفتند کلا هدف فیلم رو اشتباه متوجه شدند، و واقعا غم انگیزه که طرز فکر این همه آدم انقدر سطحیه. تام یک ورژن خیالی از یه دوست دختر بی نقص رو توی مغذ خودش ساخته بود و به جای این که سامر رو به عنوان یک فرد مجزا که اهداف و زندگی ای برای خودش داره نگاه کنه، فکر می کرد که تنها دلیل وجود داشتن سامر اینه که داستان زندگی تام رو جلو تر ببره. این طرز فکر، حاصل چیزی بود که توسط فیلم ها و آهنگ هایی که بهش گوش می داد درست شده بود، انتظارات غیر واقع گرایانه از روابط عاشقانه بین دو نفر. پیشنهاد میکنم توی گوگل راجع به manic pixie dream girl مطالعه کنید. شما باید متوجه بشید که کل فیلم از زاویه دید تام تعریف می شد، اصلا اگه دقت کنید میبینید که سامر از همون اول رک و رو راست می گفت که دنبال چیز جدی ای نمیگرده. بیشتر جاهای فیلم تام حتی به حرف هایی که سامر میزنه اصلا گوش نمی کنه. از همه اینها میتونست جلوگیری بشه اگه تام فقط گوش میداد و در واقع اینها همه ش تقصیر تام بوده. این حرف من نیست، حرف نویسنده و کارگردان این فیلمه! در کل می تونم بگم یکی از فیلم های مورد علاقه م هستش. دوباره تکرار می کنم، حرف هایی که زدم توسط خود نویسنده و کارگردان گفته شدند.
بقول دوستان : فیلم ترسناک بود بیشتر ، یه فیلم غم انگیز بود یعنی واقعا یکی از ترس های من همینه ، مگه شوخیه آخه … بری ، عاشقش کنی ، بعد ولکنی !! کاری که دختره کرد باعث شد آخر داستان پسره این تصمیم رو بگیره ، مرزها و فیلترهاش رو بیاره پایین … اصلا عشق چیه ؟ ترشح هورمون هاست یا کشش جنسی یا پُر شدن خلاء های عاطفی ویا عادت .