به این مطلب امتیاز دهید !
امتیاز 2.8 از 5 با 4 رای

چرا فصل هشتم Game Of Thrones شبیه فیلم Infinity War خواهد بود؟

دوشنبه-25 مارس,2019 394 بازدید دسته بندی :

کم‌تر از یک ماه به آغاز آخرین فصل سریال محبوب «بازی تاج و تخت» (Game Of Thrones) مانده. بعد از تماشای تریلر و پوسترهای فصل هشتم، با سایت ۳۰نما همراه باشید تا با هم به استقبال یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های صنعت نمایش در سال‌های اخیر برویم. پیش‌تر مصاحبه‌ی اخیر شان بین درباره‌ی قسمت پخش نشده‌ی سریال را خوانده بودید.

[حاوی اسپویلر از فصول قبل] یکی از ویژگی‌های مهم و جذاب این سریال تعدد شخصیت‌های آن است. ده‌ها شخصیت اصلی و فرعی در طول این سریال حاضر شدند که تعدادی از آن‌ها با پیشرفت داستان نقششان کم‌رنگ یا پررنگ شده و همچنین تعدادی از آن‌ها عمرشان به سر رسیده. تعدد شخصیت‌ها جنبه‌های مثبت فراوانی دارد، اما این ویژگی، در بعضی جاها ممکن است منفی شود. از جمله‌ی آن‌ها این است که هرکدام از شخصیت‌های اصلی، برای روایت خط داستانی‌شان، دقایق محدودی می‌گیرند. این اتفاق وقتی پررنگ‌تر می‌شود که فن‌بیس‌ها شکل می‌گیرند. طرفداران جان اسنو یا آریا استارک یا سر داووس ممکن است از مدت زمان کمی که در هر قسمت به شخصیت محبوبشان می‌رسد، ناراضی باشند. همینطور ممکن است برخی از تماشاگران، از شاخه‌ به شاخه پریدن داستان ناراضی باشند و ترجیح بدهند داستان یک خط اصلی و کامل را پی بگیرد. خب این اتفاق در فصل قبلی یعنی فصل هفتم افتاد. برخی از شخصیت‌ها با هم متحد شدند تا با تغییر روند داستان، شیوه‌ی داستان‌گویی سریال نیز شکل تازه‌ای به خود بگیرد.

یکی از جالب‌ترین صحنه‌ها آنجایی بود که جان اسنو، دنریس تارگرین و ترین لنیستر با هم به کاخ سرسی رفتند و یکی از وایت واکرها را به او نشان دادند. و تماشاگران مشتاق با تماشای آن صحنه با خود می‎‌گفتند: هورا! همه‌ی شخصیت‌های اصلی کنار هم جمع شدند.

خب، اگر شما هم آن اتفاق را دوست داشتید، در فصل هشتم قرار است بیشتر از این دست صحنه‌ها ببینید. کارگردان دیوید ناتر در مصاحبه‌ای با اینترتینمنت ویکلی اشاره کرده بود: «صحنه‌ای وجود دارد که در آن آنقدر شخصیت اصلی کنار هم حاضر هستند که احساس می‌کنی در حال تماشای یک فیلم ابرقهرمانی هستی.»

جالب است که ناتر بحث فیلم‌های ابرقهرمانی را پیش می‌کشد. چرا که این همان حسی که در قسمت آخر فصل هفتم به ما دست داد: «فیلم مارولی». تا قبل از آن، بازی تاج و تخت به جای جدا کردن خطوط داستانی مختلف در فیلم‌های مختلف مانند مارول، آن‍ها را مخلوط می‌کرد. با این حال بین داستان‌های این دو دنیای مختلف تشابهات غیرقابل انکاری وجود دارد. در هر دو چندین شخصیت قدرتمند وجود دارند که جدا از هم داستانشان را آغاز می‌کنند یا در طول داستان از هم جدا می‌شوند اما آرام آرام با پدیدار شدن یک دشمن مشترک، گرد هم می‌آیند.

البته اختلافات و نارضایتی‌هایی هم اینجا در می‌گیرد. خاندان استارک علیه خاندان لنیستر جنگیدند. کاپتان آمریکا هم مقابل تونی استارک قرار گرفت. اما در نهایت این تعارضات در برابر دشمنان بزرگ‌تر بی‌معنی می‌شوند. برای ابرقهرمانانمان آن دشمن بزرگ‌تر تانوس است و در دنیای بازی تاج و تخت، وایت واکرها.

در فصل هفتم ما پرده‌ی کوچکی از آنچه که این گردهم‌آیی ممکن است به ارمغان بیاورد را به چشم دیدیم. جان، هاوند، جوراه، تورموند، گندری، بریک و توروس به آن سوی دیوار سفر کردند تا با وایت واکرها مقابله کنند. تا اندازه‌ای شبیه کنار هم جمع شدن اعضای انتقام‌جویان در قسمت اول علیه لوکی. این‌ها نبردهای کوچکی هستند و به عنوان مقدمه‌ای برای نبرد اصلی عمل می‌کنند. آن نبرد اصلی در مورد انتقام‌جویان، جنگ بی‌نهایت است (که گفته می‌شد یکی از بزرگ‌ترین «کراس‌اور»های تاریخ است). فیلم تمام چیز‌هایی را که مارول در طول این ده سال ساخته بود گرد هم آورد. همه‌ی اعضای اصلی انتقام‌جویان در فیلم‌های قبلی، به علاوه دکتر استرنج و هم‌رزمش، اعضای نگهبانان کهکشان و مردم کشور واکاندا از جمله پلنگ سیاه. صحنه‌های زیادی وجود داشت که ستاره‌ها دور هم جمع شده بودند و تماشاگران با خود فکر می‌کردند تعدد این همه ستاره در یک صحنه ممکن است کمی زیاد باشد. اما بلافاصله نبردی یا انفجاری اتفاق می‌افتاد و داستان دنباله‌ی خود را پی می‌گرفت.

فصل هشتم بازی تاج و تخت احتمالا احساس مشابهی به دست بدهد. «نبرد وینترفل» قطعا حسی همانند نبرد واکاندا برخواهد انگیخت و بشکن نایت کینگ ممکن است باعث مرگ تعدادی از شخصیت‌های مهم و محبوبمان شود.

همه‌ی ما انتظار چندین مرگ دلخراش را در فصل جدید می‌‎کشیم. مگر نه؟ سریال شهرت زیادی برای مرگ بی‌رحمانه‌ی ادارد استارک در فصل اول کسب کرد. بعد از آن، مرگ تعداد بسیاری شخصیت محبوب دیگر از جمله اعضای دیگری ازخاندان استارک. گرچه جورج آر. آر. مارتین و خالقان سریال از کشتن شخصیت‌های محبوبشان طفره رفتند؛ حتی در قسمت «آن سوی دیوار» زمانی که هفت مبارز دست به ماموریتی غیرممکن زدند. آن گروه فقط توروس را از دست داد؛ کم‌اهمیت‌ترین فرد گروه. و هم‌چنین مرگِ یکی از اژدهاهای دنریس را داشتیم. آن هم نه بزرگ‌ترین آن‌ها. در واقع شاید بتوان گفت، به نوعی، مرگ آن اژدها مهم‌ترین مرگ در فصول اخیر بوده است.

بدون هیچ شکی، ما شاهد به خاک افتادن تعدادی از شخصیت‌های دوست‌داشتنی‌مان در فصل هشتم خواهیم بود. شاید مانند جنگ بی‌نهایت، حتی وعده‌ای غیر رسمی از بازگشت شخصیت‌های مرده نیز در کار باشد. البته در بازی تاج و تخت، آن شخصیت‌ها به صورت وایت واکر برخواهند خاست که این هم یکی دیگر از تشابهات این دو جهان است.

در یکی دنیایی به شدت تیره و تار داریم که شبیه فانتزی‌های آشنایمان نیست (بازی تاج و تخت) و در دیگری جهانی که بخاطر ماهیت آشنایش تا اندازه‌ی زیادی قابل پیش‌بینی است و باید پایان نسبتا خوشی را انتظار داشته باشیم. در حالی که در بازی تاج و تخت حتی نابودی همه چیز هم غیرممکن نیست.

شما چه فکر می‌کنید؟ کدام شخصیت محبوبتان در فصول گذشته طعم مرگ را چشید؟ در فصل هشتم کدام شخصیت‌ها به کام مرگ خواهند رفت؟ نظراتتان را برایمان بنویسید.

مطالب پیشنهادی

نظرات کاربران
برای ثبت نظر خود باید ثبت نام کنید یا وارد شوید